معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٨٢ - فضيلت و شرافت فقر و فقرا
و فرمود كه:«در بهشت غرفهاى است از يك دانه ياقوت سرخ،كه اهل بهشت نگاه به آن مىكنند،چنان كه اهل زمين به ستارگان نظر مىكنند.داخل آنجا نمىشود مگر پيغمبر فقير،يا مؤمن فقير». [١]
از آن حضرت مروى است كه:«در روز قيامت فقراى امت من از قبر بر نخواهند خواست مگر با جامههاى سبز.و گيسوان ايشان به درّ و ياقوت بافته شده خواهد بود.و عصاهائى از نور در دست خواهند داشت.و بر منبرها نشسته خواهند بود.چون پيغمبران ايشان را ببينند گويند:اينها ملائكهاند.و ملائكه ايشان را بينند گويند:
پيغمبراناند.ايشان گويند:ما نه پيغمبريم و نه ملك،بلكه طايفهاى از فقراى امت محمديم.گويند:شما به چه عمل به اين مرتبه رسيديد؟ايشان جواب دهند كه:ما اعمال بسيار نداشتيم،و روزها به روزه و شبها به عبادت نگذرانديم و ليكن نماز پنجگانه خود را به جا آورديم.و چون نام محمد را مىشنيديم اشكها بر رخسارهاى خود فرو مىريختيم». [٢]
و حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«خدا با من تكلم كرد و فرمود:
اى محمد!من هرگاه بندهاى را دوست داشته باشم سه چيز به او عطا مىكنم:دل او را محزون مىكنم.و بدن او را بيمار مىكنم.و دست او را از مال دنيا خالى مىگردانم.و هر گاه بندهاى را دشمن داشته باشم سه چيز به او مىدهم:دل او را شاد و مسرور مىكنم.و بدنش را صحيح مىگردانم.و دست او را از اموال دنيويّه پر مىكنم». [٣]
و فرمود كه:«مردم همه مشتاق بهشتاند،و بهشت مشتاق فقرا است». [٤]
و مروى است كه:«فرداى قيامت جمله زهاد و عباد از تقصير طاعت خود عذر خواهند.و حق-تعالى-از فقرا عذر خواهى كند و فرمايد:اى بندۀ من!دنيا را به تو ندادم نه از اين جهت بود كه دنيا به تو حيف بود بلكه از آن جهت بود كه تو به دنيا حيف بودى.
دنيات ندادهام نه از خوارى توست
كونين فداى يك نفس زارى توست
هر چند دعا كنى اجابت نكنم
زيرا كه مرا محبت زارى توست
[١] بحار الأنوار،ج ٧٢،ص ٤٧.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٢،ص ٤٨.
[٣] بحار الأنوار،ج ٧٢،ص ٤٨.
[٤] بحار الأنوار،ج ٧٢،ص ٤٩.