معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٨١ - فضيلت توبه
و در روايات رسيده كه:«چون بنده را زمان رحلت رسد و پرده از پيش ديده او برداشته شود و يقين به مرگ خود نمايد در نزد ملك الموت تضرّع و زارى كند كه مرا يك روز ديگر مهلت ده به روز خود بگريم.و دست عذر خواهى به درگاه الهى بردارم، بلكه چارهاى در كار تباه خود كنم.ملك الموت گويد:هيهات،هيهات،روزهاى تو سرآمد و ديگر روزى از براى تو نمانده است.گويد:يك ساعت مهلتم بده.گويد:
«فنيت الساعات».يعنى:ساعتهاى تو به انجام رسيده و ديگر ساعتى ندارى.و در آن هنگام،درهاى قبول توبه بر او بسته مىگردد.و روح او به تلاطم مىآيد.و نفس او به شماره مىافتد.و غصّه گلوى او را مىگيرد.و حسرت بر عمر ضايع شده خود مىخورد». [١]
و آنچه مذكور شد از وجوب توبه از گناهان مذكور،توبه از بعضى از آنها واجب شرعى است،كه اگر كسى مرتكب آن شده باشد و بىتوبه از دنيا برود مستحق عذاب الهى خواهد بود.و آن گناهانى است كه:در شريعت مقدّسه بر همه كس حرام شده و نهى از آنها وارد شده.و همه خلق در وجوب توبه از آنها يكساناند.و امّا بعضى ديگر از آن گناهان چون وساوس نفسانيّه و رغبت قلبى به معاصى،و قصور در معرفت و عظمت و جلال حضرت بارى و امثال اينها،پس توبه از آنها واجب شرعى نيست كه ترك آنها موجب عذاب اخروى گردد.بلكه وجوب آن به معنى ديگر است كه عبارت از وجوب شرطى باشد،يعنى:كسى كه خواهد پا بر بساط قرب حضرت معبود نهد و به مقام محمود برسد بايد از آنها نيز توبه نمايد.
پس كسى كه به نجات از عذاب قناعت كند و طالب زيادتر از آن نباشد توبه از اين قسم گناه بر او واجب نيست.و وجوب آن از براى كسى است كه وصول به مراتب و درجات ارجمند را طلبد.و آنچه وارد شده است از استغفار طوايف انبيا و اوصيا و توبه ايشان،از بعضى از اين اقسام بوده،زيرا به واسطه نزول ايشان در اين سراى جسمانى،و ابتلاى ايشان به بدن«عنصرى»، [٢] لا بد بود از براى ايشان از تربيت بدن و اكل و شرب و وقاع و خواب و التفات به اصحاب.و به آن سبب گاهى از مقام شهود و استغراق باز مىماندند و اين،نسبت به مراتب ايشان،نوع گناهى بود.
همچنان كه رسيده است:«حسنات الابرار،سيّئات المقربين».يعنى:«آنچه از براى طايفه ابرار و نيكان طاعت است،از براى مقرّبين،معصيت است».
آرى:امثال ايشان هميشه در مقام قرب و عين شهودند و نمىبينى كه كسى كه پا بر
[١] محجة البيضاء،ج ٧،ص ٢١.
[٢] مادى.