معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٦٤ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
گر نماز و روزه مىفرمايدت
نفس مكار است فكرى بايدت
نفس را هفتصد سراست و هر سرى
از ثرى بگذشته تا تحت الثّرى
و اگر يافت كه چيزى از اين صفات در دل او هست سعى كند در خلاصى از آن به موعظه و نصيحت و سرزنش و ملامت و مصاحبت نيكان و مجالست خوبان و رياضت و مجاهده تا سلب آن صفت بشود.و اگر به آسانى سلب نشود معالجه را مكرر نمايد.
و بعد از آن تفكر كند در صفات حسنه،اگر به گمان خود خود را متصف به آنها يافت در صدد آزمايش خود برآيد تا از مكر نفس و تلبيس آن مطمئن شود.و اگر خود را از يكى از آنها خالى يافت تأمل نمايد در طريق تحصيل آن.
بعد از آن متوجه هر يك از اعضاى خود شود و فكر كند در معاصى متعلقه به آن، مثلا نگاه به زبان كند كه آيا در آن روز غيبتى يا دروغى يا لغوى يا فحشى يا خود ستائى يا سخنچينى از آن صادر شده يا نه.و همچنين گوش و دست و پا و شكم و غير اينها از اعضا.
آنگاه تفكر كند در طاعاتى كه متعلق به هر يك از اين اعضاء هست از واجبات و مستحبات،پس اگر بعد از فحص يافت كه از آنها معصيتى سر نزده و طاعات را به جا آوردهاند حمد خدا را كند.و اگر به صدور معصيتى يا ترك طاعتى برخورد اول سبب و باعث آن را بجويد و در صدد قطع آن بر آيد سپس تدارك آن را به توبه و ندامت كند تا فرداى آن مانند امروز نباشد.
و اين قدر از تفكر در احوال خود در هر شبانه روزى لازم است از براى هر ديندارى كه معتقد نشأۀ آخرت باشد.و نيكان سلف و اهل تقوى و ورع از گذشتگان را در صبح هر روز يا شام هر شب همين طريقه و عادت بوده.بلكه از براى ايشان طومارى بوده كه در آنجا نيك و بد صفات و افعال را ثبت كرده و هر روز و شب حال خود را به آنجا مقابله مىنمودند،و چون از زوال صفت رذيله يا اتصاف به فضيلتى مطمئن مىشدند در آن طومار قلم مىكشيدند و دست از فكر در آن برداشته به بقيه مىپرداختند.و چنين مىنمودند تا همه را قلم كشند.و بعضى كه مرتبه ايشان پستتر و گاهى معصيتى كه از ايشان سر مىزد معاصىاى كه بايد خود را از آن باز دارند در طومار مىنوشتند چون اكل حرام يا شبهه يا كذب يا غيبت يا مراء يا مسامحه در امر به معروف و نهى از منكر و امثال اينها،و سعى در خلاصى از هر يك مىنمودند.
و بالجمله صالحين سلف را اين طريقه و رويّه بوده و اين را از لوازم ايمان به محاسبه روز قيامت مىشمردند.
پس واى بر ما كه دست از پيروى و متابعت نيكان برداشته و پرده غفلت را بر ديده