معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٢٠ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
خود استنباط كرده كه معاصى او را پوشيده و طاعات او را ظاهر گردانيده.نه از راه مدح مردم و حصول اعتبار در نزد ايشان.و از پرده پوشى و لطف خدا به او در دنيا چنان تصور كند كه در آخرت نيز با او چنين سلوك خواهد شد،و به اين جهت شاد و فرحناك گردد.
و گاه باشد كه شادى و فرح او به جهت همين باشد كه:چنين تصوّر كند كه:چون كسى بر عبادت او مطلع شد او نيز رغبت در آن عبادت مىكند و متابعت او را مىنمايد.
و به اين سبب نيز اجر ديگر حاصل مىگردد.
و مىتواند شد كه فرح او به جهت رغبت مطلعين از عبادت باشد،يعنى به اين شاد شود كه ديگران هم به اجر و ثوابى رسيدند.
و مخفى نماند كه:همچنان كه سرور و نشاط و شكفتگى و انبساط بر اطلاع كسى بر عملى كه در پنهان صادر شده به وجه صحيح مىتواند شد كه به وجه صحيحى رغبت كسى در عبادت و شوق و ميل او به آن در حضور جمعى حاصل شود كه در خلوت چنين نباشد.يا در حضور ايشان زيادتر شود از خلوت،زيرا آدمى چون جمعى از اهل ايمان را مشاهده كند كه به رغبت تمام و خضوع و خشوع،مشغول عبادت خدا باشند آن حالت در نفس وى تأثير مىكند و موجب شوق و رغبت به عبادت مىشود.
مثلا:كسى كه عادت او نماز شب نباشد و شبى با جماعتى به سر برد كه نماز شب بخوانند،پس چون ايشان به نماز شب برخيزند در دل او نيز رغبتى و شوقى پيدا شود.و ببيند كه جمعى رو به درگاه خدا آوردهاند او نيز ميل به درگاه الهى نمايد،اين ريا نخواهد بود،بلكه هيجان رغبت و زوال غفلت خواهد بود به مشاهده عمل ديگران.
و بسا باشد كه او را در منزل خود موانع و عوايقى باشد كه در آن مجمع نباشد و به اين سبب در آن مجمع به عبادت ميل كند.و شيطان در امثال اين مواضع به وسوسه مىآيد و به دل آدمى مىاندازد كه:معلوم است كه اين عبادت تو به جهت ريا است، پس ترك آن بهتر است.و اين از جمله مكرهاى شيطان است كه بايد از آن غافل نگردند.و ليكن در فرق گذاشتن ميان اينكه اين شوق و رغبت او براى خداست يا به قصد ريا،نهايت اشكال است.و امتحان در اين مقام به اين نحو مىتوان نمود كه:با خود فرض كنى كه اگر در موضعى باشى كه توانى جماعتى را مشاهده كنى كه مشغول عبادتاند و ليكن ايشان تو را نبينند،اگر رغبت و شوق تو كمتر است از وقتى كه ايشان تو را مىبينند معلوم مىشود كه اين شوق از روى ريا است.و الا به جهت تقرّب به خداست.
و اما قسم سوم:كه رياى در غير عبادات باشد:پس دانستى كه بر دو نوع است:
يكى در مباحات،يعنى:كسى عمل مباحى را مرتكب شود يا ترك كند به جهت