معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٥٦ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
روشن و نورانى شد و پرده از جمال دل آراى دل نيز برداشته شد،بسا باشد كه صاحب دل ملتفت دل گردد و جمال او را به حدّى بيند كه عقل او حيران شده مدهوش گردد و در اين وحشت چنان تصوّر كند كه به نهايت مرتبه وصول رسيده.پس اگر از اين مرتبه ترقّى نكند و پا از عالم دل بيرون ننهد بسا باشد فريفته گردد و در همانجا بماند و امر او به هلاكت انجامد.و چنين كسى به كوچكترين ستاره از عالم انوار لاهوت،فريب خورده و هنوز به ماه آن عالم نرسيده چه جاى خورشيد يا بالاتر از آن.و اينجا مقام غرور و فريب است.و انواع فريب در راه سلوك بىحد است.و اكثر كسانى كه خود را عارف نام نهاده و به لباس عارفين ملبّس گشتهاند از همه اين مقامات بىخبر و در دعوايى كه مىنمايند كاذب و دروغ زنند.و از عرفان،همين الفاظى چند فرا گرفته و راه و رسمى آموختهاند و چنان پندارند كه به محض اين مرتبه،به مرتبه اهل معرفت مىرسند! هيهات،هيهٰات:
نه سلطان خريدار هر بندهايست
نه در زير هر ژندهاى زندهايست
رسيدن به درجه هر كسى موقوف است به اينكه باطن خود را شبيه به آن سازى و به اخلاق نفسانيّه او متخلّق گردى.نه همين خود را در ظاهر به لباس او آرايى و با او دعوى برابرى نمايى.
سلاطين و حكّام و صاحبان امر و نهى
طايفه هفتم:سلاطين و حكّام و صاحبان امر و نهىاند.و فريفتگان و مغرورين ايشان نيز بسيار است،و ليكن آنچه اكثر ايشان به آن فريب مىخورند صفت عدالت و نيكنامى است.
بيان اين مطلب آن است كه:عدالت،صفتى است كه به واسطه آن سلاطين ذوى الاقتدار بر يكديگر افتخار مىتوانند نمود،چون اين صفت باعث دوام دولت و سعادت آخرت نام و نيك تا قيامت است.حتّى اينكه فخر رسل-صلّى اللّه عليه و آله- در مقام مفاخرت فرمود:«ولدت في زمن الملك العادل».يعنى:«من در زمان پادشاه عادل-كه انوشيروان باشد-متولّد شدهام». [١]
سبحان اللّه!چه شريف صفتى است كه چون شخص كافرى به آن آراسته شد سرور عالم،به تولّد خود در زمان او مباهات نمود.حال زياده از هزار سال است كه در اطراف جهان نام نيك آن،زبان زد خاص و عام مىشود و چگونه چنين نباشد و حال اينكه از
[١] بحار الأنوار،ج ١٥،ص ٢٥٠.