معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٠١ - علم اصول عقايد
حكم او عدل،و وعده او صدق،از براى او مثل و مانندى متصوّر نيست،بلكه او تامّ فوق تمام است،و بالجمله مستجمع جميع صفات كماليّه است.
و بدانى كه:محمد-صلّى اللّه عليه و آله-پيغمبر و فرستاده اوست و قرآن كلام اوست و آنچه را كه پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-آورده است،از تعيين أئمه معصومين -عليهم السلام-و احكام شريعت و دين،و احوال نشأة آخرت،از بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و حساب و صراط و ميزان و نامه اعمال و شفاعت،تمام ثابت و حق است.و همين قدر كافى است از براى حصول نجات و وصول به سعادات.
و اما فهميدن كيفيت صفات،از اينكه علم«حضورى»[١]است يا«حصولى»،[٢]يا قديمى است يا حادث،و مثل اينها،و بحث از حقيقت صفات،و همچنين حقيقت بعضى از احوال نشأة آخرت،مطلقا لزومى ندارد،بلكه در بعضى احاديث نهى از آنها شده، بلكه كافى است كه همين قدر اعتقاد نمايد كه:واجب-تعالى شانه-متّصف به جميع صفات كماليّه است،و منزّه است از جميع صفات و نقايص به نحو اشرف،يعنى اتّصاف او به جميع كمالات،و تنزّه او از نقايص بر وجهى است كه از آن اشرف متصوّر نيست، كو آن وجه را نفهمد و به حقيقت آن نرسد.و همچنين اعتقاد كند كه:آنچه پيغمبر او -صلّى اللّه عليه و آله-فرموده صدق و مطابق واقع است،كو تفصيل و حقيقت بعضى از آنها را ادراك ننموده باشد.
و واجب است،بر هر مكلفى كه اعتقاد جازم و راسخ به جميع امور مذكوره داشته باشد به نوعى كه اطمينان و سكون از براى او حاصل شده باشد،و مجرد تصديق به زبان بدون اطمينان قلب،در نجات اخروى و وصول به مراتب سعادت حقيقيّۀ كماليّه كفايت نمىكند.بلى،كو از براى حفظ خون و مال و حكم به طهارت و اسلام اينها احكام دنيويه كافى باشد،و بعد از آنكه اطمينان قلبى حاصل شود،نجات اخروى و رستگارى حاصل مىشود،اگر چه اعتقاد و اطمينان او از دلايل حكميه و«براهين» [١]كماليه نباشد:زيرا كه:
از شرع و عرف تكليف به زيادتر از تصديق و جزم به اعتقادات مذكوره ثابت نشده.پس اگر از براى كسى اطمينان حاصل شود در اتصاف واجب به صفات كماليّه[٣]و تنزه او از
[١] «برهان»،به معناى اقامه دليل است.رك:فرهنگ معارف اسلامى،ج ١،ص ٤١٦-٤٢٤.