معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٦ - مقدمات تزكيه نفس
هم رسيد،بر آن ديگرى به همانقدر غالب مىشود.و نفس را مايل به مقتضاى خود مىكند.
و شكى نيست كه:مصاحبت با صاحب هر صفتى و شنيدن حكايات و افعال او و استماع قصص احوال او باعث قوّت مقتضى آن صفت مىشود،و به اين سبب كسانى كه بيشتر اوقات با هم،همنشين هستند،يا در اغلب از منه به جهت اجتماعى كه با يكديگر دارند-مانند شاگردان يك استاد يا بندگان يك مولى و امراى يك پادشاه-غالب آن است كه اخلاق ايشان«متلائمه»، [١]و اوصاف ايشان متناسبه هستند،بلكه چنين است در اهل يك قبيله يا يك شهر.
و ليكن،چون اكثر قواى انسانيه طالب اخلاق رذيله است،انسان زودتر مايل به شر مىشود،و ميل او به صفات بد آسانتر است از ميل به خيرات.و از اين جهت است كه گفتهاند:تحصيل ملكات ارجمند به منزله آن است كه از نشيب به فراز روند،و كسب صفات ناپسند چنان است كه از فراز به نشيب آيند.و اشارت به اين است آنچه حضرت رسول-صلى الله عليه و آله و سلم-فرمودهاند:
«حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات» [٢]يعنى:«رسيدن به درجات بهشت به كشيدن جامهاى ناگوار منوط،و دخول آتش جهنم به ارتكاب خواهشهاى نفسانى مربوط است».
دوم آنكه:هميشه مواظب اعمالى باشد كه از آثار صفات حسنه است،و خواهى نخواهى نفس را بر افعالى وا بدارد كه مقتضاى صفتى است كه طالب تحصيل آن،يا در صدد محافظت بقاى آن است،مثل كسى كه خواهد محافظت ملكه سخاوت وجود را نمايد،يا آن را تحصيل كند،بايد پيوسته اموال خود را به موافق طريقه عقل و شرع به مستحقين بذل نمايد،و هر وقت كه ميل خود را به بخل و امساك بيابد نفس خود را در مقام عتاب در آورد.و كسى كه در مقام حفظ صفت شجاعت يا در صدد كسب آن باشد، بايد هميشه قدم گذارد در امور هولناك و احوال خطرناك،كه عقل و شرع از آنها منع نكرده باشد،و چون آثار جبن در خود مشاهده كند با خود در قهر و جنگ بوده باشد، و اين به منزله رياضت بدنيه است،كه از براى دفع امراض بدن يا حفظ صحت آن به كار مىرود.
سيم آنكه:پيوسته مراقب احوال و متوجه اعمال و افعال خود باشد،و هر عملى كه مىخواهد كرده باشد،ابتدا در آن تأمل كند،تا خلاف مقتضاى حسن خلق از او سر نزند،و اگر احيانا امرى از او به ظهور آمد كه موافق صفات پسنديده نيست،نفس خود
[١] موافق،سازش با يكديگر.
[٢] كنز العمال،ج ٣،ص ٣٣٢ خ ٦٨٠٥.نهج البلاغه فيض الاسلام،ص ٥٦٦،خطبه ١٧٥.(با اندك تفاوتى).