معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٥٧ - ضعف نفس و معالجه آن
و به جهت اين مطلب مىگوئيم:اما مفاسد مال بر دو قسم است:مفاسد دنيائى.و دينى و آخرتى.
اما مفاسد دنيائى آن،زحمتها و شدايدى است كه:ديده مىشود كه اغنيا و مالداران، از ترس و بيم و حزن و اندوه و هم و غم و پريشانى خاطر و تفرّق احوال و تلخى عيش و زحمت در تحصيل مال،و محافظت و نگاهبانى آن،و دفع دزد و ظالم و حاسد از آن، به آن مبتلا و گرفتارند.
آرى:
خوش فرش بوريا [١]و گدائى و خواب امن
كاين عيش نيست در خود اورنگ خسروى
و اما مفاسد دينيّه آن،سه نوع است:
اول آنكه:باعث ارتكاب معاصى گردد،زيرا كه به واسطه مال،قدرت بر معاصى حاصل،و راه وصول به آنها آسان مىگردد.پس هر گاه شهوت معصيت به حركت آيد و انسان خود را قادر بر آن ببيند و به سهولت به آن تواند رسيد بسا باشد كه مرتكب آن شود و گناهى از او سرزند.و اما اگر مأيوس از امكان آن گناه باشد و قدرت بر آن نداشته باشد داعيه آن معصيت را نمىكند.
و از اين جهت است كه گفتهاند كه:يكى از اسباب عصمت از معصيت،عدم قدرت بر آن است.پس كسى كه به واسطه مال،بر گناه قادر شد،اگر مرتكب آن شود هلاك مىشود.و اگر مرتكب نگردد و صبر كند،آن نيز شدّت و زحمتى است،زيرا كه:صبر با وجود قدرت نيز بسيار شديد است.
دوم آنكه:باعث غرق خوش گذرانيدن و فرو رفتن به نعمتها مىگردد،زيرا كه:
همچنان كه مىبينيم،غالب آن است كه:مالداران مشغول تنعّم مىشوند.و به خوشگذرانيدن الفت و عادت مىكنند.و نمىتوانند از نعمتها بگذرند.و هر يك لذتى را كه يافتند ميل به لذت ديگر مىكنند.و چون به اين معتاد شدند،و به خوشگذرانيدن عادت كردند،بسا باشد كه:از حلال ميسّر نگردد پس دست به مال مشتبه دراز مىكنند و به تدريج از آن تجاوز نموده به حرام فرو مىروند.و به اين جهت به انواع اخلاق رذيله،از:كذب و ريا و حسد و غير اينها مبتلا مىگردند.
و بسيار كم اتفاق مىافتد كه:كسى صاحب مال و ثروت باشد و به خوشگذرانيدن و تنعّم عادت نكند و در صدد آن نباشد.و كسى كه انواع اطعمه لذيذه و لباسهاى فاخره از
[١] حصير.