معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٨٣ - آه مظلوم
چراغى كه بيوه زنى برفروخت
بسى ديده باشى كه شهرى بسوخت
پريشانى خاطر دادخواه
براندازد از مملكت پادشاه
ستاننده داد آن كس خداست
كه نتواند از پادشه داد خواست
از حضرت صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«بترسيد از ظلم كردن،به درستى كه:دعاى مظلوم به آسمان بالا مىرود و به محل استجابت مىرسد». [١]
گويند:يكى از پادشاهان با هوش كه از تير دعاى خسته دلان با حذر بودى،فرموده بود كه:«اين دو بيت بر بساط وى نقش كرده بودند كه روز و شب در نظر وى باشد:
لا تظلمن اذا ما كنت مقتدرا
فالظلم مقدرة تفضى إلى الندم
تنام عيناك و المظلوم منتبه
يدعو عليك و عين اللّه لم تنم
يعنى:زنهار،ظلم مكن در وقت توانائى،كه آخر آن ندامت و پشيمانى است، زيرا كه:در دل شبها چشم تو در خواب استراحت،و مظلوم با ديده بىخواب لب او به نفرين تو باز است.و ذات پاك خداوند عادل از خوابيدن مبرّا،و ناله مظلومان را شنواست».
زود باشد كه شحنه عدلش به جانبدارى آن مظلوم تيغ قهر كشيده سزاى آن در كنارت نهد.
اگر زير دستى برآيد ز پاى
حذر كن ز ناليدنش بر خداى
گرفتم ز تو ناتوانتر بسىست
تواناتر از تو هم آخر كسىست
سلطان محمود غزنوى مىگفته كه:«من از نيزه شير مردان اين قدر نمىترسم كه از دوك پيره زنان.و با وجود همه اينها،خود ظلم و ستم باعث پريشانى رعيّت،و موجب ويرانى مملكت مىگردد».
چنانچه حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-فرمودهاند كه:«آفت العمران من جور السلطان»يعنى:«خرابى معمورهها،از جور و ستم پادشاه است».
و ديگر مىفرمايد:«من ظلم رعيته نصر اعدائه»يعنى:«هر كه بر رعيت خود ظلم كند يارى دشمنان خود كرده». [٢]
فراخى در آن مرز و كشور مخواه
كه دلتنك بينى رعيت ز شاه
دگر كشور آباد بيند به خواب
كه بيند دل اهل كشور خراب
علاوه بر آنچه مذكور شد،نام آن ستمكار در اطراف و اقطار،به ظلم و ستم اشتهار مىيابد و دل نزديك و دور از او نفور مىگيرد.و سالهاى سال و قرنهاى بىشمار بدنامى
[١] كنز العمال،ج ٣،ص ٥٠٠،خ ٧٦٠١.
[٢] غرر الحكم(مترجّم)،ج ٢،ص ٦١٨،ح ١٧٣.