معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٦٦ - غيرت در دين و ناموس
عبادت پروردگار خود را نيكو به جا آورد.و در ميان مردم گمنام باشد.و روزى به قدر كفاف و قناعت به او برسد و بر اين صبر كند.و چون مرگ بر او وارد شود هم ميراث او كم باشد و هم گريه كنندگان بر او». [١]
«روزى آن حضرت با جمعى از اصحاب به شتر چرانى گذشتند،شخصى به نزد او فرستادند و شير طلبيدند.آن شخص گفت:شيرى كه در ظرف دارم از براى شام قبيله است.و آنچه در پستانهاى شتر است به جهت صبح فرداى ايشان است.حضرت فرمود:
خداوندا!مال و اولاد اين مرد را زياد كن و گذشتند و به شبانى رسيدند،كسى را نزد او فرستاده شير خواستند.آن شبان آنچه شير در پستانهاى گوسفندان بود دوشيد و با آنچه در ظروف خود داشت جمع كرده با گوسفندى به خدمت حضرت فرستاد و گفت:اين قليلى بود كه فرستادم،چنانچه بفرمائيد از اين بيش مىفرستم.حضرت او را دعا كرد و فرمود:خداوندا!به قدر كفاف و قناعت به او روزى كن.كسى عرض كرد:يا رسول الله! آن شخص كه فرمودۀ تو را رد نمود دعائى كردى كه اكثر ما طالب آن هستيم.و آن را كه خدمت گذارى كرد،دعائى فرموديد كه همه از آن كراهت داريم؟!حضرت فرمود:چيز كمى كه با آن كفايت و قناعت باشد بهتر است از بسيارى كه آدمى را مشغول و گرفتار سازد». [٢]
حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-فرمود كه:«مردم سه طايفهاند:زاهد و صابر و راغب.
اما زاهد،همه غمها و شاديهاى دنيا را از دل خود بيرون كرده نه به چيزى كه از دنيا به او برسد شاد مىشود و نه از چيزى كه از دست او بيرون رود محزون مىگردد.پس او هميشه در استراحت است.
و اما صابر،دل او دنيا را مىخواهد،و طبع او رغبت دارد.اما هر وقت از براى او ميسّر شد خود را از آن نگاه مىدارد،چون بدى عاقبت آن را مىداند.و اگر بر دل او مطلع گردى تعجب خواهى كرد از خود دارى و پيش بينى و فروتنى او.
و اما راغب،باكى ندارد،از هر جائى كه دنيا به او رو آورد،خواه حلال و خواه حرام.و مضايقه ندارد در طلب مال و دنيا از هيچ نوعى،اگر چه نفس او هلاك شود و حرمت او برود». [٣]
و نيز از آن حضرت مروى است كه:«علامت طالب آخرت آن است كه:دل از زينت چند روزه دنياى فانى بردارد.آگاه باشيد كه دل برداشتن و زهد هيچ زاهدى در
[١] كافى،ج ٢،ص ١٤٠،ح ١.
[٢] كافى،ج ٢،ص ١٤٠ و ١٤١،ح ٤.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٢٥٥.