معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٤٦ - سخن چينى و نمّامى و مفاسد آن
و خداى-تعالى-در قرآن مجيد لعن فرموده است كسى را كه:«قطع كند آنچه را كه خدا امر به وصل آن نموده و فساد در زمين كند». [١]
و سخن چين،اين هر دو عمل را مرتكب شده.
و حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«داخل بهشت نمىشود كسى كه ميان مردم،جدايى افكند». [٢] و سخن چين مفرّق دوستان است.
و نيز،آن حضرت فرمودند كه:«بدترين مردم كسى است كه مردم از شرارت او احتراز كنند». [٣]
و شكى نيست كه:سخن چين،اين چنين است.
مجمل كلام اينكه:بدى سخن چين،از همه كس بيشتر است.
آوردهاند كه:«مردى بندهاى فروخت،به خريدار گفت:اين بنده هيچ عيبى ندارد جز سخن چينى.خريدار گفت:راضى شدم.پس آن را خريد و برد.چند روزى كه از اين گذشت.روزى آن غلام به زن آقاى خود گفت:من يافتهام كه آقاى من تو را دوست ندارد!و مىخواهد زنى ديگر بگيرد.زن گفت:چاره چيست؟گفت:قدرى از موى زير زنخ او را به من ده تا به آن افسونى خوانم و او را مسخّر تو گردانم.زن گفت:چگونه موى زير زنخ او را به دست آورم؟گفت:چون بخوابد،تيغى بردار و چند موى از آنجا بتراش و به من رسان.بعد از آن به نزد آقا رفت.و گفت:زن تو با مرد بيگانه طرح دوستى افكنده،و اراده كشتن تو كرده است.چنانچه خواهى صدق من بر تو روشن شود،خود را به خواب وانماى،و ملاحظه كن.مرد به خانه رفته چنين كرد.زن را ديد با تيغ بر بالين او آمد.يقين به صدق غلام كرده،بىمحابا از جا برخاست و زن را به قتل رسانيد.در ساعت، غلام خود را به خويشان زن رسانيده،ايشان را از قتل زن اخبار نمود.ايشان آمده شوهر را كشتند.و شمشيرها در ميان قبيله زن و شوهر كشيده شد و جمعى كثير به قتل رسيدند». [٤]
و علاوه بر همه اين مفاسد،سخن چين بيچاره اكثر اوقات در بيم و اضطراب اين است كه مبادا رسوا شود.بيشتر وقتها خجل و شرمسار،و با وجود اينها در نزد آنها كه سخن چينى كرده خفيف و بى وقع و دو به هم زن و خبيث شناخته شده است،گو به روى او اظهار نكنند.
[١] بقره،(سورۀ ٢)،آيۀ ٢٧.
[٢] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٧٩،و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٣٦.
[٣] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٧٩.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٣٦.
[٤] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٢٧٠،در بيان ح ١٩.