معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٩١ - فوايد دنيوى عدالت
رعاياى ساير ممالك،به واسطه عدالت اين پادشاه،بلاد خود را به كاركنان او سپارند،و به واسطه عدالت،مملكت وسيع گردد.
ششم آنكه:پادشاهى كه به عدالت موصوف،و به دادخواهى معروف گرديد،او را در اطراف و اقطار عالم،شأن و شوكتى ديگر،و در نظرها عظم و وقعى بيشتر است.
حرمت او در دلها متمكّن،و حشمت و بزرگى او در خاطرها رسوخ مىكند.
و به اين جهت،شاه ولايت پناه فرمودند:«تاج الملك عدله»يعنى:«تاج پادشاه،كه به آن سرافراز،و از عالميان ممتاز است،عدالت اوست». [١]
و هم از آن جناب مروى است كه:«زين الملك العدل»يعنى:«زينت پادشاه، عدالت است». [٢]
آرى:شهرياران ذو الاقتدار،چه جامه در بر خواهند كرد كه فاخرتر از جامه نيكنامى باشد؟و كدام كمر بر ميان خواهند بست كه قيمتىتر از كمر سعى و اهتمام در تمشيت «مهام» [٣] كافه انام بود؟پرتو كدام تاج و هّاج به لمعان نور افسر عدل مىتواند بود؟و كدام سرير بلند با كاخ دلهاى معمور فقيران برابرى تواند كرد؟«كميتى»[١] خوش خرامتر از خوش رفتارى با خلق خدا نتوان رسيد.و گوشى بلند آوازتر از بلند آوازگى فريادرسى دادخواهان نتوان شنيد.از مال دنيا چه به دست آيد كه بهتر از دلهاى دردمندان باشد؟و از اسباب بزرگى،چه جمع خواهد شد كه عزيزتر از خاطر مستمندان بود؟موكب شاهنشاهان را دور باشى چون راندن ظالمان از ساحت قرب خود نيست.و درگاه خسروان را«يساول»[٢] و چوبدارى چون راه ندادن جور پيشگان به حضرت خود،نى.
هفتم آنكه:عدالت و رعيّت پرورى،باعث تحصيل دعاى دوام دولت،و خلود سلطنت مىگردد.و همه رعايا و كافه«برايا» [٤] شب و روز به دعاى او اشتغال مىدارند.و به اين جهت از عمر و دولت برخوردار مىگردد.
آرى:آنچه از دعاى رنگ زردان آيد از شمشير مردان نيايد.و كارى كه از آه فقيران بر آيد از نيزه دليران نيايد.
دعاى ضعيفان اميدوار
ز بازوى مردى به آيد به كار
[١] غرر الحكم(مترجم)،ج ١،ص ٣٤٧،ح ١٢.
[٢] غرر الحكم(مترجم)،ج ١،ص ٤٢٦،ح ٢٣.
[٣] كارهاى مهم.
[٤] خلائق.