معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٩٩ - مرابطه و اجزاى آن
مردى از حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-طلب وصيّتى و نصيحتى نمود.
حضرت تا سه مرتبه به او فرمود:«اگر من تو را نصيحتى كنم به جا خواهى آورد؟و هر دفعه آن شخص عرض كرد:بلى.پس حضرت فرمود كه:هر وقت اراده امرى مىكنى در عاقبت آن تأمّل كن اگر نيك باشد بكن و الاّ ترك كن و پيرامون آن نگرد». [١]
پس در اين خصوص عهد و ميثاقى مؤكّد از نفس بگيرد و چون اين خطاب به انجام رسيد از اوّل اجزاى مرابطه فارغ است.
دوّم مراقبه است:و آن عبارت از اين است كه:در تمام شبانه روز متوجّه نفس خود باشد و در هر كارى كه مىخواهد بكند مراقب احوال آن باشد،زيرا اگر آن را به خود واگذارى،همه آن سفارشهاى گذشته را فراموش مىكند و عهد و پيمان را مىشكند.
پس بايد در هيچ حالى از آن غافل نشده و در لحظهاى آن را به خود وانگذاشت.
و حالات آن از سه قسم بيرون نيست:يا مشغول طاعتى است،يا معصيتى،يا به امر مباحى،چون اكل و شرب و امثال اينها پرداخته.
پس در حال طاعت بايد مراقب آن بود كه نيّت آن فاسد نشود.و ميل به ريا و اغراض ديگر نكند.و حضور قلب را دست برندارد.و ادب پروردگار را نگاهدارد.و آن طاعت را ناقص نسازد.و در حال معصيت بايد متوجّه آن بود كه مرتكب نگردد و آن را ترك كند.و اگر از آن سرزده باشد دفعة او را به توبه و إنابه بدارد.و او را امر كند كه كفّاره آن را به جا آورد.و در حال اشتغال به امر مباحى متوجّه آن باشد كه آداب شرعيّه آن را به جا آورد.مثل اينكه:چيزى اگر بخورد دستها را بشويد و بسم اللّه بگويد.
و همچنين ساير آدابى كه از براى اكل رسيده-چنانچه بعضى از آن گذشت-.و اگر بنشيند،مراقب آن باشد كه رو به قبله باشد.و اگر بلايى و مصيبتى حادث شود متوجّه باشد كه صبر كند و جزع و فزع ننمايد.و اگر نعمتى به او رسد امر كند او را كه شكر آن نعمت را به جا آورد.و او را از غضب و كج خلقى و سخنان ناشايست محافظت نمايد.و بسيار متوجّه نفس باشد كه دل را در ميدان هوا و هوس نتازد و آن را به فكرهاى بيهوده و آرزوهاى بىحاصل مشغول نسازد.و وساوس شيطانيّه و افكار باطله را در آن راه ندهد.بلكه فكر آن در چيزى باشد كه به كار دنيا يا آخرت آن آيد.و در امرى باشد كه ثمره بر آن مترتّب شود.و اگر تواند به نوعى متوجّه و مراقب آن باشد كه بجز ياد خدا و فكر در عجايب و صنايع او را در آنجا داخل نشود.و به غير از ذكر او در آن خانه راه
[١] بحار الأنوار،ج ٧١،ص ٣٣٨،ح ٤.