معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٦٤ - آداب قرائت و بقيّه اعمال نماز
و بعضى از بزرگان در بيان اسرار نماز گفته است كه:«نماز نمونهاى است از كيفيّت حضور عرصۀ قيامت،پس بايد آدمى در نماز متذكّر آن حالت گردد.پس اذان اشارۀ به صور دوّم و زنده شدن مردگان است.و اقامه به جاى منادى پروردگار است كه بندگان را به موقف حضور مىطلبد.و ايستادن رو به قبله اشاره به ايستادن در حضور حضرت ربّ العزّة به جهت پرسش اعمال و جواب و سؤال است.
و چون بنده در موقف عرض ايستاد ابتدا شروع به تكبير و تمجيد و تحميد و ثنا و ستايش حضرت مالك الملوك مىكند،و تكبيرات و قرائت اشاره به آنها است.پس به ركوع در مقام تعظيم بر مىآيد و در آن وقت گويا خطاب الهى مىرسد كه:اى بنده!تو فلان عمل را كردى و فلان معصيت را مرتكب شدى و چرا چنين كردى؟و ثنا و تعظيم تو امروز چه فايده از براى تو دارد؟پس راه ذلّت و عجز و لابه و خاكسارى پيش مىگيرد و خود را بر خاك مىافكند و به سجده مىرود.و گويا خطاب مىرسد كه:سر بردار!و جواب و سؤال گوى و از عهدۀ اعمال خود برآى.
پس سر بر مىدارد و زبان به توبه و استغفار مىگشايد،و اظهار ندامت و پشيمانى مىكند.
باز گويا خطاب مىرسد كه:چه سود از توبه اين روز!چه اثر بر استغفار در اين حالت!پس باز آن بيچاره خود را بر زمين مىافكند و به سجده دوّم مىرود و عجز و زارى و مسكنت و خاكسارى مىكند.باز خطاب مىرسد كه:عجز امروز را چه اثر!با وجود عصيان تو در دنيا،سر از زمين بردار و جواب صحيح بيار.آن بنده مسكين سر بر دارد و به زبان حال گويد:
نام گنه مبر كه زبان جواب نيست.
پس چون دست خود را از همه جا كوتاه بيند دست در دامن اسلام زنده و عرض كند كه:خداوندا!مقرّ و معترفم و به جز اينكه به يگانگى تو مقرّ بودم و به رسالت پيغمبر تو اعتراف داشتم عملى ندارم.
پس گويد:«أشهد أن لا اله الاّ اللّه وحده لاٰ شريك له و أشهد انّ محمّدا عبده و رسوله».
پس تحفۀ صلوات بر پيغمبر و آل او را به خدمت ايشان فرستد و گويد:«اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد».كه شايد به وسيلۀ آن نجات يابد.
باز گويا خطاب رسد كه:اى بندۀ گنهكار!و اى نامه سياه!تبه روزگار!همين را از تو نخواسته بوديم.
پس در آن وقت آن بيچاره حيران ماند و به راست و چپ خود نظر افكند و ديده به عرصات محشر گشايد،رو به شفيع عرصۀ محشر و ساير انبياى مرسلين و ملائكۀ