فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٩٦
کره
کره: ماده لبنِی جامد سفِید ِیا زرد رنگ و نرم.
از آن به مناسبت در باب تجارت و ِیمِین نام برده اند.
به قول مشهور، هر فرآورده اِی با اصل خود ِیک جنس به شمار مِی رود، مانند کره و شِیر. همچنِین دو فرآورده با ِیکدِیگر مانند پنِیر و ماست که هر دو از شِیر گرفته مِیشوند. بنابر اِین، خرِید و فروش هر ِیک با دِیگرِی، مثلا شِیر باکره ِیا شِیر با ماست، بدون افزاِیش ِیکـِی بـر دِیگرِی از لحاظ وزن، جاِیز و با افزاِیش ربا و حرام است. (١) ( ربا).
اگر شخصِی سوگند بخورد شِیر نخورد، سپس کره بخورد حنث قسم نکرده است؛ زِیرا شِیر و کره در عرف دو چِیز به شمار مِی روند. (٢)
(١) الخلاف ٥٩/٣ - ٦١ : کتاب السرائر ٢/ ٢٦٤ : جواهر الكلام ٣٥/ ٢٩٠
(٢) الخلاف ١٧٢/٦ ؛ جواهر الکلام ٣٥/ ٢٩٠.
کره ← اکراه
کرِی ← ناشنواِیِی
کرِی
کرِیّ: کراِیه دهنده چارپا/ کراِیه دهنده
شتر / کراِیه کننده
عنوان کرِی همراه مکـارِی و بــرخـــِی عناوِین دِیگر در بعضِی رواِیات سفر آمده و در شمار کسانِی ذکر شده که نمازشان در سفر تمام است. (١)
کرِی در لغت به معناِی مکارِی کراِیه دهنده چارپا) و نِیز کراِیه کننده آمده است. (٢)
برخِی لغوِیان، مِیان «کرِی» و «مکارِی» تفاوت قائل شده و کرِی را به معناِی کراِیه دهنده شتر و مکارِی را به معناِی کراِیه دهنده چارپا تعرِیف کرده اند. (٣)
در رواِیات سفر، کرِی در کنار مکارِی و عطف بر آن آمده است که دلالت بر متفاوت بودن معناِی آن دو مِیکند. برخِی گفته اند مقصود از کرِی در رواِیات کسِی است که خود را براِی خدمت در سفر کراِیه مِیدهد؛ ِیعنِی اجِیر براِی اِین کار مِیشود مانند مراقبت از چارپاِیان ِیا راندن مرکب ِیا خدمت به مسافران. (٤)