فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٥
در علم رجال و دراِیه به راوِی اِی اطلاق مِی شود که از حيث وثاقت وضعيت نامعلومِی دارد. از احکام آن در بابهاِی اجتهاد و تقلِید، طهارت، صلات، زکات خمس، وصِیّت، شهادات و قضاء سخن گفته اند.
الف. رجال و دراِیه
اگر همه ِیا بعض راوِیانِی که در سلسله سند حدِیث ذکر شده اند، از حِیث وثاقت ناشناخته باشند، آن حدِیث، ضعِیف نامِیده مِی شود(١) (← خبر واحد)
ب. فقه
اجتهاد و تقلِید: تقلِید از مجهول الحال از حيث عدالت جاِیز نِیست. (٢)
طهارت: مِیّت مجهول الحال از حيث اِیمان که معلوم نِیست مؤمن است ِیا مخالف (← مخالف) و ِیا مستضعف (← مستضعف)، در نماز بر او پس از تکبِیر چهارم اِین دعا خوانده مِیشود: «اللَّهُمَّ إن كانَ يُحِبُّ الخَيرَ و أهلَهُ فَاغفِر لَهُ و ارحَمهُ و تَجاوَز عَنه».(٣) البته مِی تواند به گونه مشروط -آن چنان که در دعاِی ِیاد شده آمده بود ـ دعاهاِی دِیگر بخواند، مانند اِینکه بگوِید: «اللَّهُمَّ إن كانَ مُؤْمِناً فَكَذَا وَ إن كانَ مُخالِفاً فَكَذا».(٤) چنان که به تصرِیح برخِی، جاِیز است همان دعاِیِی که براِی مِیت مستضعف خوانده مِیشود، براِی مِیت مجهول الحال نِیز خوانده شود.(٥) اگر کسِی که از حِیث اسلام و کفر، مجهول الحال است بمِیرد، در صورتِی که محل زندگِی اش محل زندگِی مسلمانان باشد، از جهت غسل و کفن و نماز و خاک سپارِی، محکوم به احکام مسلمانان است.(٦)
گوشت، روغن و چرم حِیوانِی که از فرد مجهول الحال از حِیث اسلام و کفر خرِیدارِی شده، محکوم به عدم تزکِیه و نجس است، مگر آنکه از بازار مسلمانان خرِیده شده باشد.(٧)
خون حِیوانِ دارنده خون جهنده، نجس و خون حِیوان فاقد آن، پاک است. نسبت به حِیوان مجهول الحال از اِیـــن جهت، آِیا خون آن محکوم به طهارت است ِیا نه؟ برخِی در مسئله توقف کرده(٨) و جمعِی به طهارت آن تصرِیح کرده اند. (٩)
صلات: اقتدا به امام جماعت مجهول الحال از حيث عدالت جاِیز نِیست. (١٠)