فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٦
مُتباِینان ← تباِین
مُتَبَرِّج ← تبرّج
مُتَبَرِّع ← تبرع
مُتَبَرِّک ← تبرّک
مَتبوع ← تبعِیت
متجانف لإثم
مُتَجانِفٍ لاِثم: متماِیل به گناه.
در قرآن کرِیم آمده است: (فَمَن أضطُرَّ فِي تَخمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لَإِثْمِ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)؛(١) پس هر کس در حال گرسنگِی شدِید بِی آنکه ماِیل به گناه باشد (به خوردن محرمات بِیان شده) ناچار شود (مِیتواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گِیرد). به ِیقِین خداوند بسِیار آمرزنده و مهربان است».
مُتَجانِف لإثم؛ ِیعنِی کسِی که مِیل به حرام و تعمد آن را دارد.(٢) برخِی گفته اند: مراد از آن، کسِی است کـه مـِیـته و ساِیر خوردنِیها و نوشِیدنِیهاِی حرام را بِیش از حد ضرورت بخورد ِیا آنها را به قصد لذت بخورد ِیا در خوردن آنها تعمد داشته باشد و آن را حلال بداند و ِیا اِینکه باغِی و خروج کننده بر امام باشد.(٣)
راهزن، ستمگر و کسِی که سفرش معصِیت و گناه است نِیز از مصادِیق مُتَجانِف لاثم شمرده شده است. (٤) از عنوان ِیاد شده به مناسبت در باب اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
به تصرِیح قرآن کرِیم، استفاده از حرام در حال اضطرار (← اضطرار) براِی غِیر مُتَجانِف لإثم، جاِیز و براِی وِی حرام است.(٥)
(← باغِی) (← عادِی)
(١) مائده / ٣.
(٢) مجمع البحرين، واژه «جنف» ؛ جواهر الکلام ٣٦ / ٤٣٠.
(٣) زبدة البيان / ٧٨٨.
(٤) تفسير القمى ١ / ١٦٢ ؛ الخلاف ١ / ٥٨٧ – ٥٨٨.
(٥) مائده/ ٣.
مُتَجاهر به فسق ← تظاهر به فسق
مُتَجاوز ← ظلم
مُتَجَرّى ← تَجَرّى
مُتَجَزَى ← تَجَرِّى اجتهاد
مُتَحَرِّف ← تَحَرِّف