فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٨٥
ِیکِی اعتراف به نعمتها تا آنها را افزون کند و دِیگرِی، اقرار به گناهان تا آنها را ببخشاِید». (٣٢)
گناه و سهو و جهل: ارتکاب گناه از روِی سهو، فراموشِی ِیا نا آگاهِی ناشِی از قصور، بخشوده است و مرتکب، مؤاخذه و کِیفر نمِی شود. بنابر اِین، ثبوت کِیفر بـ گناه، منوط به علم و عمد است (← جهل)
(← سهو) (← علم) (← عمد).
گناه و بِیم وقوع در آن: ازدواج در صورت خوف وقوع در گناه واجب است(← ازدواج). نگاه به نامحرم و گوش دادن به صداِی او با خوف وقوع در گناه حرام است.(٣٣)
گناه و نماز: ارتکاب گناه از اسباب پذِیرفته نشدن نماز است. (٣٤)
حضور در مجالس گناه، حرام است. آِیا نماز گزاردن در اِین گونه مجالس باطل است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی آن را باطل دانسته اند.(٣٥)
سفر موجب قصر نماز و افطار روزه مِی شود؛ لِیکن اگر سفر، سفر معصِیت باشد، نماز تمام است و روزه واجب، مانند روزه ماه رمضان گرفته مِیشود(← سفر).
گناه و زکات: بنابر دِیدگاه جمعِی، در مستحق زکات عدالت شرط است. جمعِی دِیگر، عدم ارتکاب گناهان کبِیره را در مستحق زکات، شرط دانسته اند(٣٦)
پرداخت زکات به بدهکار از سهم غارمِین، مشروط به اِین است که مال را در معصِیت صرف نکرده باشد (← زکات) چنان که پرداخت زکات به در راه مانده مشروط به معصِیت نبودن سفر او است (٣٧) (← ابن السبيل).
به تصرِیح برخِی، پرداخت زکات به کسِی که آن را در معصِیت صرف مِیکند، بوِیژه در صورتِی که ندادن زکات، موجب اجتناب وِی از گناه شود، جاِیز نِیست. (٣٨)
گناه و خمس: به قول جمعِی در مستحق خمس، عدم ارتکاب گناهان کبِیره شرط است و دادن خمس به مرتکب گناه کبِیره جاِیز نِیست؛ چنان که دادن خمس به کسِی که آن را در گناه صرف مِیکند، جاِیز نخواهد بود؛ بوِیژه اگر ندادن خمس موجب اجتناب او از گناه شود. (٣٩)