فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٧
فروختن خوشه گِیاهان(←خوشه)، مانند خوشه گندم، جو، و برنج قبل از بسته شدن دانه هاِی آن صحِیح نِیست (٢٠) (←بُدُوّ صلاح). خرِید و فروش سموم گِیاهِی با داشتن منفعت عقلاِیِی جاِیز است.(٢١)
کاشتن درخت؛ بوِیژه درخت مِیوه مستحب است (٢٢) (←کاشتن).
مزارعه: از عقود مشروع، عقد مزارعه است که عبارت است از قرار دادِی مِیان مالک زمِین ِیا کسِی که اختِیار دار زمِین است و مِیان زارع (برزگر)؛ بدِین گونه که مالک، زمِین را براِی کشاورزِی در اختِیار زارع مِی گذارد و او در عوض، بخشِی معِین از درآمد آن را به مالک مِی دهد (٢٣) (←مزارعه). ماقات: از عقود مشروع، عقد مساقات؛ ِیعنِی باغبان گرفتن است؛ بدِین گونه که مالک، درختان مِیوه خود را تا زمانِی معِین به دِیگرِی واگذار مِی کند و او در مقابل سهمِی از مِیوه، درختان را آبِیارِی و رسِیدگِی مِی نماِید (٢٤) (← مساقات).
شرکت: گردآورِی گِیاهان از زمِینهاِی مباح -که ملک کسِی نِیست ـ موجب تملک آنها مِی شود. در اِینکه قصد تملک لازم است ِیا ملکِیت بدون قصد تملک نِیز حاصل مِیشود و نِیز در اِینکه در حصول ملکِیت، مباشرت در جمع کردن نِیز شرط است و اجِیر کردن دِیگرِی براِی اِین کار، موجب حصول ملکِیت نِیست ِیا مباشرت، شرط نمِیباشد، مسئله محل اختلاف است (٢٥) (← حِیازت مباحات).
غصب: گِیاه حاصل از بذر غصبِی از آنِ مالک بذر است نه غاصب. برخِی قدما تبدِیل بذر به گِیاه را موجب تلف بذر و غاصب را ضامن مثل آن دانسته اند (٢٦) (← بذر).
اطعمه و اشربه: خوردن از مِیوه درخت، بوته گِیاه و ِیا زراعت دِیگرِی براِی رهگذر، بدون اجازه مالک آن، با شراِیطِی جاِیز است (← حق مارّه). خوردن گِیاهان زِیان بار، همچون گِیاهان سمِی حرام است.(٢٧)
احياء موات: هر مسلمانِی که بر قطعه اِی از زمِینهاِی موات، براِی استفاده از گِیاهان آن استِیلا پِیدا کند، در استفاده از آن قطعه نسبت به ساِیر مسلمانان حق اولوِیت دارد و دِیگران نمِیتوانند مزاحم او شوند.(٢٨)
(←رِیشه) (←درخت) (← علف)