فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٠٤
متلاحمه
مُتَلاحَمَه [= نافِذَه]: از مراحل شجاج.
متلاحمه، سومِین مرحله از مراحل هشت گانه شجاج (جراحت سر و صورت) و عبارت است از جراحتِی که به عمق گوشت نفوذ کرده، لِیکن به پوشش نازک استخوان (سمحاق) آسِیب نرسانده است. از آن به نافذه و برخِی به باضعه(← باضعه) نِیز تعبِیر کرده اند.(١) از عنوان ِیاد شده در باب قصاص و دِیات سخن
گفته اند.
در متلاحمه قصاص ثابت است. (٢) دِیه متلاحمه در سر و صورت، سه شتر است.(٣)
(← جراحت)
(١) تحرِیر الاحکام ٥/ ٦١٤ ؛ غنية النزوع / ٤١٩.
(٢) مهذب الاحكام ٢٩/ ١١.
(٣) جواهر الکلام ٤٣/ ٣٢٣.
مُتَمَتِّع ← تمتع
متمتع بها
مُتَمَتَّعُ بِها : زوجه در ازدواج موقت (← ازدواج موقت).
متنبِی
مُتَنَبّي: مدعِی دروغِین پِیامبرِی.
از احکام آن به مناسبت در بابهاِی تجارت، حدود و تعزِیرات سخن گفته اند.
کسِی که بعد از آخرِین فرستاده الهِی، حضرت محمد صلِی علِیه و آله ادعاِی پِیامبرِی کند، کافر و کشتن او واجب است و به تصرِیح برخِی، شنونده چنِین ادعاِیِی مِیتواند مدعِی را بکشد و نِیازِی به اذن حاکم شرع نِیست. (١)
به قول برخِی، فراگرفتن سحر براِی دفع مدعِی پِیامبرِی جاِیز، بلکه واجب کفاِیِی است.(٢) برخِی فراگِیرِی آن را جاِیز ندانسته اند. (٣)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) الروضة البهية ٩/ ١٩٥ ؛ جواهر الکلام ٤١/ ٤٤٠ ؛ فقه الحدود و التعزيرات /٢/ ٤٤٨ - ٤٤٩ ؛ الدر المنضود (گلپاِیگانِی) ٢٧١/٢.
(٢) الدروس الشرعية ٣/ ١٦٤ ؛ مفاتيح الشرائع ٢/ ٢٤ ؛ الروضة البهية ٣/ ٢١٥.
(٣) قواعد الاحكام ٢/ ٩؛ تحرِیر الاحکام ٢/ ٢٦١ ؛ جواهر الکلام ٢٢/ ٧٧ ـ ٧٨ ؛ ينابيع الاحكام ٥/ ٣١٧.
متنجّس
مُتَنَجِّس: نجس شده بر اثر ملاقات با عِین نجس.