فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤٤
محاربه
محارَبَه: سلاح کشِیدن به قصد ترساندن مردم.
محاربه بر حسب لغت از رِیشه حرب، مصدر باب مفاعله به معناِی مقاتله (جنگِیدن با ِیکدِیگر) و در اصطلاح عبارت است از کشِیدن اسلحه به قصد ترساندن مردم و اِیجاد اختلال در امنِیت عمومِی و فساد در زمِین. بنابر اِین، محارب کسِی را گوِیند که به قصد ترساندن مردم و فساد کردن در زمِین سلاح مِیکشد. از مصادِیق روشن آن، راهزنانِی اند که بر روِی مردم سلاح مِیکشند و امنِیت راهها را سلب مِیکنند و اموال و داراِیِیهاِی آنان را به ِیغما مِی برند. (١)
عنوان محاربه به معناِی ِیاد شده بـر گرفته از قرآن کرِیم است(٢) و از احکام آن در باب حدود سخن گفته اند.
حکم تکلِیفِی: محاربه از گناهان کبِیره است(٣) که خداِی تعالِی در قرآن کرِیم مرتکب آن را به خوارِی در دنِیا و عذاب عظِیم در آخرت تهدِید کرده است. (٤)
شراِیط: در تحقق محاربه امورِی دخِیل است که عبارت اند از:
١. کشِیدن سلاح: بسِیارِی در تعرِیف محاربه، تجرِید ِیا تشهِیر (کشِیدن) سلاح بر روِی مردم را ذکر کرده اند.(٥) برخِی، حمل کردن سلاح را نِیز به آن افزوده اند. (٦)
به تصرِیح جمعِی، تفاوتِی مِیان انواع اسلحه سرد و گرم نِیست و شامل هر آنچه انسان با آن مِیجنگد و ِیورش مِی برد، حتِی عصا و سنگ مِی شود؛(٧) بلکه برخِی، اخاذِی و زورگِیرِی را نِیز مصداق محاربه دانسته اند. (٨)
٢. قصد ترساندن به انگِیزه فساد: اگر کشِیدن سلاح براِی دفاع، آزماِیش، شوخِی و مانند آن باشد محاربه تحقق نمِی ِیابد؛ هر چند موجب خوف و وحشت دِیگران شود. از آن سو، محاربه با سلاح کشِیدن به قصد ترساندن محقق مِی شود؛ هر چند کسِی نترسد ِیا مالِی گرفته نشود. بنابر اِین، ملاک در محاربه، قصد ترساندن مردم به انگِیزه افساد در زمِین است.(٩)