فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢١١
تحلِیل آمِیزش: مولا مِی تواند براِی آمِیزش و ِیا ساِیر استمتاعات، کنِیز خود را براِی دِیگرِی حلال کند.(١٣) در اِینکه اِین اقدام مولا نوعِی عقد نکاح است ِیا اباحه و تملِیک منفعت اختلاف است. قول دوم مشهور مِیان فقها است (١٤) (←تحلِیل).
أُمّ ولد: فرزنددار شدن کنِیز از مولاِی خود موجب محدود شدن اختِیارات مولا نسبت به وِی و شمول احکامِی وِیژه مِیگردد، از قبِیل آزاد شدن کنِیز پس از مرگ مولا از سهم الارث فرزندش و عدم جواز فروختن وِی، مگر در شراِیطِی خاص (١٥) (←استِیلاد).
(١) جواهر الكلام ٢٢١/٨ - ٢٢٢.
(٢) تحرِیر الاحکام ٤/ ١٧٦ ؛ تذکرة الفقهاء ٢٤/ ٢٦٣ – ٢٦٤.
(٣) جواهر الكلام ٢٩/ ٢١٥.
(٤) نساء / ٢٥.
(٥) جواهر الکلام ٢٩/ ٣٩٣ – ٤٠٥.
(٦) ٤٠٩ - ٤١٢.
(٧) المراسم العلوية / ١٥٥ ؛ تحرير الاحكام ٣/ ٥٩٠.
(٨) جواهر الکلام ٣١ / ١٦٥ – ١٦٦.
(٩) ٢٩ / ١١١ - ١١٤ ؛ مستند الشيعة ١٦/ ٧٤-٧٥.
(١٠) جواهر الکلام ٢٤/ ١٩٣ - ٢٠٥.
(١١) الحدائق الناضرة ٢٥/ ٥٠٩ - ٥١٠ ؛ جواهر الكلام ٣٢/ ٣١٤ - ٣١٥ .
(١٢) الحدائق الناضرة ٢٥/ - ٥١٤ - ٥١٥ .
(١٣) جواهر الكلام ٣٠/ ٢٩٦.
(١٤) ٣٠١ ؛ الحدائق الناضرة ٢٤ / ٣١٧.
(١٥) جواهر الكلام ٢٢/ ٣٧٤ و ٣٤/ ٣٧٧ - ٣٧٨.
کنِیسه
کنِیسه: عبادتگاه ِیهودِیان / عبادتگاه مسِیحِیان(١) (← معبد).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) لسان العرب و المصباح المنير، واژه «کنس».
کَنِیف ← چاه مستراح
کنِیه
کُنِیه: اسم با پِیشوند اب ِیا امّ.
از آن به مناسبت در بابهاِی صلات، تجارت و نکاح سخن گفته اند.
گذاشتن کنِیه براِی فرزند؛ اعم از پسر و دختر همراه اسم او مستحب است.
گذاشتن کنِیه «ابوالقاسم» براِی کسِی که نام او «محمد» است، کراهت دارد؛ چنان که گذاشتن کنِیه «ابوالحكم»، «ابومالک»، «ابوحارث»، «ابوعِیسِی» و «ابومره» مکروه است.(١)
صلوات فرستادن هنگام گفتن ِیا شنِیدن کنِیه ِیا لقب پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله، همانند نام آن حضرت، حتِی در بِین نماز، بنابر قول مشهور، مستحب است. برخِی، واجب دانسته اند. (٢)