فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٥
لغو
لَغو: اعمال، حرکات و سخنان بِیهوده.
لغو در لغت به معناِی باطل، دروغ، کلمه زشت و آنچه عقلا بدان اعتنا نمِیکنند و فاِیده و نفعِی بر آن مترتب نِیست، آمده است؛(١) از اِین رو، به عقد ِیا اِیقاعِی که به دلِیل فقدان شراِیط، اثرِی بر آنها مترتب نِیست و همچنِین به کلام بِیهوده لغو اطلاق مِیشود.(٢) از احکام آن در بابهاِی تجارت و ِیمِین سخن گفته اند.
حکم: خداِی تعالِی در قرآن کرِیم، پرهِیز و اجتناب از لغو را از وِیژگِیهاِی مؤمنان بر شمرده است. (٣)
انجام دادن کار لغو به خودِی خود مکروه است، مگر آنکه عنوان حرامِی بر آن منطبق شود، مانند استهزا و اذِیت دِیگران که در اِین صورت حرام خواهد بود. (٤)
به گفته جمعِی از فقها، از شراِیطِ صحت شرط ضمن عقد، غرض و فايدة عقلاِیِی داشتن (و لغو نبودن) آن است. بنابر اِین، شرط کردن چِیزِی که فاِیده عقلاِیِی ندارد، صحِیح نِیست.(٥)
از اقسام قسم، قسم لغو است؛ ِیعنِی قسمِی که شخص بدون داشتن قصد جدِی بر گذشته ِیا آِینده مِی خورد. بِیشتر قسمهاِی روز مره مردم از اِین نوع است، و ِیا قسمِی که بدون داشتن قصد قسم از روِی سبق لسان (سهو) بر زبان شخص جارِی مِیشود. اِین گونه قسمها، قسم شرعِی به شمار نمِی روند و التزام به آنها واجب نِیست و کفاره ندارند.(٦)
(← لهو ) (← لعب)
(١) کتاب العين، المفردات (راغب)، لسان العرب و مجمع البحرين، واژة «لغو».
(٢) جواهر الكلام ٢٩/ ١٤٧ و ٣٢/ ١١٥ ؛ التعليقة على المكاسب (لارى) ١/ ٢٠٧.
(٣) مؤمنون/٣.
(٤) مصباح الفقاهة ٤٢٤/١.
(٥) كتاب المكاسب ٦/ ٢٠ ؛ الشروط أو الالزامات التبعية في العقود ١/ ٩٧-١٠٣.
(٦) جواهر الکلام ٣٥/ ٢٣٣ و ٢٤١ ؛ فقه الامام جعفر الصادق عليه السلام ٥/ ٢٩.
لفافه
لِفافَه: از اجزاِی کفن؛ سرتاسرِی.
لفافه به پارچه اِی گفته مِیشود که سر تا پاِی مِیت را مِی پوشاند. از آن در باب طهارت سخن گفته اند.