فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٦١
از اسباب اجابت دعا، رعاِیت زمان مناسب آن است. برخِی، زمان رسِیدن كفّ الخضيب به وسط آسمان (بالاِی سر) را از زمانهاِی استجابت دعا شمرده اند. (٢) اِین مفاد به رواِیتِی از امام صادق علِیه السّلام نسبت داده شده، هرچند منبعِی براِی آن ِیافت نشده است. (٣)
از رسول خدا صلّى الله عليه و آله نقل شده است که فرمودند: ساعتِی در شب است که بنده اِی مؤمن در آن ساعت دعا نمِیکند، مگر آنکه اجابت مِیشود. از امام صادق علِیه السّلام پرسِیدند آن چه ساعتِی است؟ فرمودند بِین نِیمه شب تا ِیک سوم باقِی مانده از شب.(٤)
برخِی گفته اند: احتمال مِیرود زمان ِیاد شده در رواِیت، زمان رسِیدن کف الخضِیب به وسط آسمان باشد.(٥)
(١) لغت نامه دهخدا، واژه كف الخضيب .
(٢) جواهر الكلام ٢٠٣/٧ .
(٣) التحفة السنية / ١٤٦ .
(٤) تهذيب الاحكام ٢/ ١١٨ .
(٥) كشف اللثام ٣/ ٦٠ ؛ جواهر الكلام ٧/ ١٩٣ – ١٩٤.
کفر
کفر: مقابل اسلام.
کفر در لغت به معناِی پوشاندن است؛ از اِین رو، به کسِی که حق را انکار مِیکند، کافر اطلاق شده است؛ زِیرا با انکارش روِی حق پرده مِیکشد.(١) کفر در قرآن کرِیم به معانِی مختلف آمده است، از جمله:
(١) كفر جُحود که عبارت است از انکار ربوبِیت و توحِید و انکار حق پس از معرفت به آن. ٢. کفر نعمت که مقابل شکر است. ٣. کفر به سبب ترک تکالِیفِی که خداِی تعالِی به آنها امر کرده است؛ مانند نماز، روز، حج، زکات و غِیر آن. به اِین معنا که بر ترک کننده نماز، زکات، ِیا حج، کافر اطلاق شده است. ٤. کفر برائت به معناِی بِیزارِی جستن. (٢) در اِین نوشتار کفر به معناِی نخست، مراد است.
از احکام کفر در بِیشتر ابواب فقهِی، همچون طهارت صلات، زکات، خمس، حج، جهاد، تجارت، ودِیعه، عاريه، اجاره، وكالت، وقف، وصيّت، نكاح، ظهار، اِیلاء، لعان، عتق، تدبِیر، مکاتبه، ِیمِین، نذر، صِید و ذباحه، شفعه، احياء موات، لقطه، قضاء و شهادات، حدود، قصاص و دِیات سخن گفته اند.