فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢١
بعضِی گفته اند: براِی کسِی که قصدش از مجاورت، عبادت است، مجاورت مستحب و براِی کسِی که قصدش تجارت مِی باشد، مجاورت مکروه است. همچنِین کسِی که از ارتکاب گناه در بِیشتر اوقات بر خود اِیمن نِیست، مجاورت مکروه خواهد بود. (٥)
برخِی در اصل کراهت مجاورت در مکه اشکال کرده اند.(٦) بعضِی مجاورت ِیک سالِ کامل و کمتر از آن را براِی کسِی که خوف ارتکاب گناه در آن مکان شرِیف دارد، مکروه دانسته و مجاورت در غِیر دو فرض ِیاد شده را مستحب دانسته اند.(٧)
حج مجاور: وظِیفۀ کسِی که دو سال از مجاورت او در مکه سپرِی و داخل سال سوم شده، بنابر قول مشهور همچون اهالي مكه، حج اِفراد (← حج اِفراد) و قِران (← حج قِران) است؛ لِیکن قبل از مدت ِیاد شده، وظِیفه او حج تمتع (← حج تمتع) خواهد بود.(٨) مقابل مشهور، ظاهر کلام برخِی اِین است که از آغاز سال چهارم به بعد، وظِیفه مجاور، همانند اهالِی مکه است.(٩) برخِی نِیز از آغاز سال دوم قائل به چنِین وظِیفه اِی براِی مجاور شده اند. (١٠)
اطلاق کلام اغلب و تصرِیح برخِی در مجاورتِ موجب انتقال حج تمتع به حج قِران ِیا اِفراد، عدم تفاوت مِیان قصد توطن (اقامت دائمِی) و عدم آن است؛ لِیکن از برخِی نقل شده که حکم، مختص به صورت عدم قصد توطن است و در فرض قصد توطن، از همان سال نخست، وظِیفه او در حج، وظِیفه اهالِی مکه خواهد بود. (١١)
به تصرِیح برخِی، تبدِیل حج تمتع مجاورِی که داخل سال سوم، چهارم و ِیا دوم -بنابر اختلاف دِیدگاهها در مسئله- شده به اِفراد ِیا قِرتن، در صورتِی است که در همان سال -که وظِیفه مجاور به حج اهل مکه منتقل مِی شود- براِی حج استطاعت پِیدا کرده باشد؛ اما اگر پِیش از آن مستطِیع بوده است؛ خواه در وطنش و ِیا در سال اول و دوم مجاورت، و حــج نگزارده، وظِیفه او تمتع است؛ هــرچـنـد سالهاِی طولانِی در مکه اقامت گزِیند. (١٢) برخِی در اِین حکم اشکال کرده اند.(١٣)