فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٦٣
انعقاد ِیا عدم انعقاد پِیمان ذمه ِیا امان (←امان) و ِیا آتش بس(← آتش بس) مِیان مسلمانان و کفار، به حربِی (←اهل حرب) و غِیر حربِی (←اهل ذمه) تقسِیم شده اند. طواِیفِی از مسلمانان نِیز محکوم به کفراند، مانند خوارج (←خوارج) نواصب (←ناصبِی) و غُلات (←غلات).
کفر و تکليف: كفر مانع تكليف نِیست؛ از اِین رو، همۀ اصناف کفار مکلف به اصول دِیناند. چنان که بنابر قول مشهور، مکلف به فروع دِین مِیباشند (←قاعده تکلِیف کفّار به فروع).
کفر و طهارت: كفر از اسباب نجاست است؛ از اِین رو همه کفّارِ غِیر اهل کتاب نجس اند. در اهل کتاب همچون ِیهودِیان، مسِیحِیان و مجوسِیان اختلاف است. مشهور قائل به نجاست آنان اند.(٧) حکم ِیاد شده شامل همه رطوبتها و اجزاِی بدن کافر؛ خواه روح در آن دمِیده شده باشد ِیا نه همچنِین سؤر (← سؤر) وِی مِی شود.(٨) از برخِی اشکال در نجاست اجزاِیِی که روح در آنها دمِیده نشده همچون مو و ناخن نقل شده است. (٩)
ظروف کفّار تا زمانِی که علم به ملاقات آنان به اِین ظرفها با رطوبت سراِیت کننده حاصل نشود، محکوم به طهارت است. (١٠)
آنچه از اجزاِی حِیوان، همچون پوست و گوشت از کافر گرفته مِی شود، محکوم به عدم تذکِیه است، مگر آنکه کافر آن را از مسلمان ِیا بازار مسلمانان گرفته باشد. در صورت مسبوق نبودن به ِید مسلمان، آِیا علاوه بر حرمت خوردن گوشت و صحِیح نبودن نماز در اجزاِی حِیوان، نجس نِیز مِی باشد؟ مسئله اختلافِی است. مشهور قائل به نجاست آن هستند (١١) (←تذكيه). اما غير حيوان؛ اعم از ماِیعات و غِیر ماِیعات، در صورت شک در نجاست آن، محکوم به طهارت است و در نتِیجه، خرِید و فروش و استفاده از آن، حتِی در موارد مشروط به طهارت، اشکال ندارد. (١٢)
غسل دادن، کفن کردن و نماز گزاردن بر مرده کف،ار و به خاک سپردن آنان در قبرستان مسلمانان جاِیز نِیست (١٣) و در صورت خاک سپارِی، نبش قبر جاِیز، (١٤)