فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٢
برخى لعب و لهو را به ِیک معنا گرفته اند.(٢) از اِین عنوان در باب تجارت و شهادات سخن گفته اند.
حکم تکلِیفِی: بدون شک بعض مصادِیق لعب به جهت انطباق عنوان حرام بر آن، حرام است، مانند بازِی با آلات قمار، همچون پاسور و شطرنج، (٣) و بعضِی دِیگر از مصادِیق آن مکروه مِیباشد، مانند کبوتر بازِی بنابر قول مشهور(٤) و بعضِی دِیگر مستحب، مانند بازِی با کودک.(٥)
آِیا بازِیهاِیِی که عنوانِی خاص از عناوِین حرام، مکروه و ِیا مستحب بر آنها منطبق نِیست، محکوم به جوازاند ِیا نه؟ برخِی تصرِیح به کراهت آنها کرده اند. (٦) البته در حرمت ِیا جواز بازِی به معناِی مسابقه (← مسابقه)، همچون مسابقه کشتِی، وزنه بردارِی و فوتبال، بدون شرط بندِی، اختلاف است.(٧)
(١) المفردات (راغب)، لسان العرب، تاج العروس و مجمع البحرين، واژه «لعب» .
(٢) كتاب المكاسب ٢/ ٤٨.
(٣) ارشاد الطالب ١/ ٢٤٩.
(٤) جواهر الکلام ٤١ / ٥٥ – ٥٦.
(٥) وسائل الشيعة ٢١ / ٤٨٦.
(٦) کتاب المكاسب ٢/ ٤٨ .
(٧) رياض المسائل ٩/ ٤٠٧ ـ ٤٠٨ ؛ جامع المقاصد ٨/ ٣٢٥ - ٣٢٦ ؛ انوار الفقاهة (التجارة) (مکارم)/ ٣٠٥.
لعن
لَعن: نفرين.
لعن از جانب خدا به معناِی طرد و دورکردن از رحمت خوِیش و کِیفر دادن مستحق آن و از جانب بندگان به معناِی نفرِین و درخواست دورِی از رحمت خداوند است.(١) از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات، نکاح، لعان و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
خداِی تعالِی در قرآن کرِیم کفار و مشرکان، (٢) منافقان،(٣) اذِیت کنندگان خدا و رسول او، (٤) عهد شکنان،(٥) افساد کنندگان در زمِین و قطع کنندگان رحم،(٦) ظالمان،(٧) فاسقان و کشندگان مؤمن از روِی عمد،(٨) کتمان کنندگان آِیاتِی که خداوند نازل کرده است،(٩) افترا زنندگان بر خدا(١٠) و زننده تهمت بِی عفتِی به زنان مؤمن (١١) را لعن کرده است. در رواِیات نِیز بر ارتکاب بسِیارِی از کارهاِی حرام، همچون رشوه دادن و گرفتن، (١٢) لعن وارد شده است؛ چنان که ارتکاب بعضِی مکروهات، همچون کسِی که تنها غذا مِیخورد، تنها در خانه مِیخوابد و تنها به سفر مِی رود، مشمول لعن واقع شده است. (١٣)