فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٧
مانند اِینکه براِی گفتن کلمه اِی که با حرف «ت» شروع مِیشود، پس از چندبار تکرار حرف «ت» آن را ادا نماِید.(١) از احکام آن به مناسبت در بابهاِی صلات، حج، نکاح و دِیات سخن گفته اند.
صلات: آِیا کسِی که لکنت زبان دارد مِیتواند امام جماعت شود ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. بعضِی نِیز قائل بـه کراهت آن شده اند. (٢)
حج: کسِی که لکنت زبان دارد و نمِی تواند، هرچند با تلقِین، تلبِیه (← تلبِیه) را صحِیح بگوِید، هرگونه مِی تواند، تلبِیه بگوِید. برخِی گفته اند: احتِیاط در آن است که ترجمه آن را نِیز بگوِید. برخِی دِیگر، گرفتن ناِیب را نِیز بدان افزوده اند.(٣)
نكاح: لكنت زبان از عِیوب مجوز فسخ نکاح نِیست؛ از اِین رو، مرد ِیا زن پس از عقد نمِیتواند به جهت لكنت داشتن طرف مقابل، عقد ازدواج را فسخ کند. (٤)
دِیات: اگر کسِی بر اثر آسِیب زدن دِیگرِی به وِی، لکنت زبان پِیدا کند، بر آسِیب زننده ارش(← ارش) ثابت مِیشود که باِید آن را به آسِیب دِیده بپردازد.(٥)
(١) تحفه رضوِیه / ٣٧٧ .
(٢) مفتاح الكــرامــة ٦/ ١٦٣٨-١٦٣٩.
(٣) مناسک حج (مراجع)/ ١٨٦.
(٤) مجمع المسائل ٥/ ٩.
(٥) تفصيل الشريعة (الديات) ١٤٩.
لگد
لگد: ضربه زدن با پا؛ نهادن پا بر چِیزِی.
از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، حج، حدود و دِیات سخن گفته اند.
طهارت: در تطهِیر لباس، فرش و مانند آن با آب قلِیل، لازم است با فشردن آن با دست ِیا لگد کردن و مانند آن، غساله اش خارج شود(١) (← غاله).
حج: داخل شدن به مسجد الحرام از باب بنِی شِیبه (← باب بنِی شِیبه) مستحب است؛ زِیرا با دخول از اِین در، بت هُبَل که در آستانه آن مدفون است، لگد مِی شود. (٢) به قول مشهور، استفاده از هر نوع عطر به مالِیدن، بخور دادن، خوردن و بوِیِیدن براِی محرم حرام و موجب کفاره است؛ بلکه به تصرِیح برخِی، لگد کردن شِیء معطّر از روِی عمد، به گونه اِی که بـه پــا بچسبد، موجب ثبوت کفاره و کفاره آن ِیک گوسفند است. (٣)