فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٥٢
سبق و رماِیه: در مسابقه اسب دوانِی، اسبِی که در پاِیان خط مسابقه گردن و برآمدگِی مِیان شانه هاِیش جلوتر از دِیگر اسبها است، به قول مشهور برنده مِیباشد (← سبق).
نکاح: نگاه کردن مرد به زنِی که قصد ازدواج با او را دارد، جاِیز است؛ لِیکن در اِینکه جواز نگاه کردن علاوه بر چهره و دستان شامل ساِیر زِیباِیِیهاِی زن، همچون گردن و مو نِیز مِی شود، اختلافِی است. (٧)
صِید و ذباحه: حلال شدن حِیوان منوط به برِیدن دو شاهرگ گردن، همراه مرِی و حلقوم است.(٨)
آِیا ذبح حِیوان از پشت گردن جاِیز است و موجب حلال شدن آن مِیشود ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است (← ذبح).
شکستن و جدا کردن گردن حِیوان ذبح شده، پِیش از سرد شدن بدن آن مکروه است.(٩) برخِی آن را حرام دانسته اند. (١٠)
اطعمه واشربه: خوردن پِی گردنِ حِیوان ذبح شده [= رشته اِی پهن و زرد رنگ، امتداد ِیافته تا انتهاِی ستون فقرات] حرام است. برخِی آن را مکروه دانسته اند. (١١)
حدود: در زنا با محارم، گردن زناکار با شمشِیر زده مِی شود.(١٢) بنابر مشهور، در لواط، حاکم مِیان گردن زدن و سوزاندن با آتش ِیا غلتاندن از بلندِی، همچون کوه با دست و پاِی بسته مخِیّر است. (١٣)
به گفته برخِی قدما در اجراِی حد سنگسار، گودالِی که عمق آن تا گردن باشد، حفر و بزهکار در آن نهاده و سنگسار مِی شود (١٤) (← سنگسار).
به تصرِیح جمعِی مستحب است انگشتان قطع شده دزد را به گردنش بِیاوِیزند. (١٥)
قصاص: به قول مشهور، در قصاص نفس، گردن جانِی با شمشِیر زده مِی شود (١٦) (← آلات قصاص).
دِیات: اگر گردن کسِی بر اثر شکستن ِیا جناِیتِی دِیگر کج شود و بهبود نِیابد، بنابر مشهورد ِیه کامل بر عهده جانِی ثابت مِیشود. همچنِین اگر جناِیتِی بر گردن وارد شود که قادر به بلعِیدن غذا نباشد و بهبود نِیابد، دِیه کامل ثابت مِیگردد، و در صورت بهبود ِیافتن، در هر دو صورت (انحراف و ناتوانِی از بلعِیدن)، ارش (← ارش) ثابت مِیشود. (١٧)