فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٧٩
تغلِیظ در قسم دادن به لحاظ مکان، بر حاکم مستحب است، مانند قسم دادن در مسجد ِیا مشاهد مشرفه. آِیا اِین حکم درباره مخدره نِیز جارِی است و بر قاضِی مستحب است او را در مکانِی شرِیف قسم دهد؟ مسئله محل اختلاف است. (٦)
شهادات: به تصرِیح برخِی، چنانچه زوج، مدعِی جنون (از عِیوب مجوز فسخ نکاح) همسر مخدّره اش باشد، شهادت زنان در اثبات جنون وِی پذِیرفته است.(٧)
(١) مسالك الافهام ١٣/ ٤٢٦ ؛ جواهر الکلام ٤٠/ ١٣٨.
(٢) مسالك الافهام ١٣/ ٤٢٦ ؛ كفاية الاحکام ٢/ ٦٨١ ؛ الانوار اللوامع ١٤/ ٦٤.
(٣) المبسوط ٦/ ٤.
(٤) جواهر الکلام ٤٠/ ١٣٨.
(٥) المبسوط ٥/ ٢٦٠.
(٦) ٨/ ٢٠٤؛ المهذب ٢/ ٥٦٥ ؛ جواهر ٤٠/ ٢٣٠.
(٧) الرسائل العشر (شِیخ طوسِی) ٣٠٢.
مخذل
مُخذِل: کسِی که از جنگِیدن و روِیارو شدن با دشمن مِی هراسد.
مخذل از خَذل به معناِی خوددارِی از ِیارِی و کمک است. مقصود از آن در کلمات فقها کسِی است که در پِی ترس و وحشت از جنگِیدن و مواجهه با دشمن، با عذر تراشِی، همچون گرمِی ِیا سردِی هوا، ِیارِی و کمک ساِیر رزمندگان را رها و در روحِیه آنان تزلزل اِیجاد مِیکند.(١) از آن در باب جهاد نام برده اند.
براِی فرمانده ِیا امِیر جنگ، همراه بردن مخذل جاِیز نِیست. مخذلِ شرکت کننده در جنگ، نه خود سهمِی از غنِیمت مِی برد و نه اسبش.(٣) در صورتِی که امام علِیه السلام، مخذل را از شرکت در جنگ منع کرده باشد، اما او مخالفت و در جنگ شرکت کند، امام مِی تواند او را تعزِیر نماِید. (٤)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) كتاب العين، «خذل» ؛ قواعد الاحكام ١/ ٤٨٧ ؛ الروضة البهية ٢/ ٤٠٥؛ كشف الغطاء ٤/ ٤١٣.
(٢) قواعد الاحکام ١/ ٤٨٧؛ جامع المقاصد ٣/ ٣٨٨ ؛ كشف الغطاء ٤/ ٣٧٢.
(٣) الروضة البهية ٢/ ٤٠٥-٤٠٦؛ منتهى المطلب ١٤/ ٣٤٩.
(٤) تذكرة الفقهاء ٩/ ٥٣.
مخصره
مِخصَرَه: آنچه از قبِیل شلاق، چوب و عصا در دست گِیرند.
مخصره به تازِیانه و نِیز آنچه در دست مِیگِیرند از قبِیل عصا، شلاق و چوب دستِی