فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٣
(١) مفاتيح الشرائع ١/١ ٥١ و ٥٧.
(٢) من لا يحضره الفقيه ١/ ٩ ؛ الهداية / ٦٦ – ٦٧.
(٣) جامع عباسِی/ ٤٢١.
(٤) ٣٤١.
(٥) مجموعه مقالات (الارِی)/ ٣٥٦.
گنگ ← لال
گواهِی ← شهادت
گودال
گودال: چاله بزرگ.
از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات، حدود و دِیات سخن گفته اند.
طهارت: مستحب است براِی آب غسل مِیت، چاله اِی خاص کنده و آب غسل به آنجا هداِیت شود.(١)
صلات: نمازگزار فاقد ساتر عورت مِی تواند داخل گودال رود. در اِینکه داخل شدن در گودال، پوشش معتبر در نماز به شمار مِیرود ِیا نه، مسئله محل اختلاف است. بنابر قول نخست، باِید در داخل گودال نماز را اِیستاده و در صورت امکان با رکوع و سجود به جا آورد؛ لِیکن بنابر قول دوم، نماز او حکم نماز فاقد پوشش را دارد (← نماز عرِیان).
بسِیارِی قول نخست را برگزِیده اند(٢) قول دوم نِیز مختار برخِی است.(٣)
نماز گزاردن مقابل چاه ِیا چاله اِی که محل تجمع بول مِیباشد، مکروه است.(٤)
حدود: در اجراِی حد رجم، زناکار را اگر مرد باشد، تاکمر و اگر زن باشد، بنابر قول مشهور تا سِینه در گودالِی قرار مِی دهند. سپس حد رجــم بــر او جارِی مِی کنند(٥) ( ← رجم).
بزهکارِی که هنگام اجراِی حد رجم از گودال بِیرون آمده و فرار کرده است، در صورتِی که ثبوت حد به سبب بِینه (← بِینه) باشد، به جاِیگاهش برگردانده مِی شود؛ اما اگر به سبب اقرار باشد، بنابر قول منسوب به مشهور برگردانده نمِی شود. (٦)
دِیات: اگر کسِی در ملک خــود ِیــا مکانِی مباح، چاه (← چاه) ِیا گودالِی بکند و دِیگرِی در آن بِیفتد و آسِیب ببِیند، حفر کننده ضامن نِیست؛ لِیکن اگر اِین کار در ملک دِیگرِی، بدون اجازه مالک و ِیا در محل آمد و شد مردم، صورت گِیرد، ضامن است (٧) (← حفر).