فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٤٨
خمس دادن خمس به سِیدِی که گداِیِی مِیکند جاِیز است. (٦)
شهادات به قول مشهور، شهادت کسِی که گداِیِی را عادت و شغل خود قرار داده پذِیرفته نِیست؛(٧) بلکه بر آن ادعاِی اجماع شده است. (٨)
(← صدقه)
(١) منتهى المطلب ٥٠٧/٨ ؛ مهذب الاحكام ٢٢/ ١٢٩.
(٢) وسائل الشيعة ٤٣٦/٩ ؛ کتاب الشهادات (گلپاِیگانِی) ١٧٧.
(٣) وسائل الشيعة ٩/ ٤٣٨ و ٤٤٨ ؛ مهذب الاحکام ٢٢/ ١٢٩.
(٤) هداية الامة ٤/ ٧٤ ؛ العروة الوثقى ٤/ ١٩٣.
(٥) العروة الوثقى ٤/ ١٩٤.
(٦) مهذب الاحکام ١١/ ٤٨٦ ؛ كلمة التقوى ٢/ ٢٩٠.
(٧) النهاية / ٣٢٦ ؛ المهذب ٢/ ٥٥٨ ؛ کتاب السرائر ٢/ ١٢٢ ؛ تذكرة الفقهاء ١٤/ ٢٠٥ ؛ الدروس الشرعية ٢/ ١٣١ – ١٣٢.
(٨) جواهر الكلام ٤١/ ٨١.
گذشت ← عفو
گرامافون ← ضبط صوت
گران بها
گران بها [ = نفِیس]: گران قِیمت.
از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات خمس حجر و ارث سخن گفته اند.
طهارت: استفاده از ظرف نفِیس و گران بها که از غِیر طلا و نقره ساخته شده اند، مانند ِیاقوت و الماس، براِی خوردن، نوشِیدن و مانند آن جاِیز است(١) (← ظرف).
صلات: پوشِیدن لباس فاخر و گران بها بوِیژه براِی حضور در مسجد، در صورتِی که موجب شهرت نشود، مستحب است. (٢)
خمس: غناِیم ممتاز و نفِیس وِیژه پادشاهان، همچون جواهرات گران بها و فرشهاِی نفِیس و لباسهاِی فاخر، از آن امام علِیه السّلام است.(٣)
حجر: سفِیه از نظر شرع از تصرف در اموالش ممنوع و محروم است. از نشانه هاِی سفاهت، هزِینه کردن اموال خود در اشِیاِی گران بهاِی فوق شأن شخص است، مانند لباس ِیا طعام گران قِیمت که مناسبتِی با شأن و منزلت هزِینه کننده ندارد (٤) (← سفاهت).
ارث: به تصرِیح برخِی، اشِیاِی قِیمتِی و نفِیس، همچون قرآن نوشته شده بر پوست آهو و انگشتر گران بها، مانند برلِیان و الماس از حبوه به شمار نمِی روند؛