فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٧
محفّله
مُحَفَّلَه: گوسفند، گاو ِیا شترِی که مدتِی از آن شِیر ندوشند تا با جمع شدن شِیر در پستانش، براِی مشترِی پر شِیر جلوه کند(١) (← تصرِیه).
(١) النهاية (ابن اثير) و لسان العرب، واژه «حفل»؛ کشف الرموز ١/ ٤٧٩ – ٤٨٠.
محقون الدم
مَحقون الدَّم [= معصوم الدَّم]:کسِی که کشتنش ممنوع است.
محقون الدم به کسِی اطلاق مِیشود که جانش محترم و رِیختن خونش حرام است، مقابل مهدور الدّم (← مهدور الدّم). از آن در بابهاِی طهارت، جهاد و قصاص سخن گفته اند.
مسلمان و کسِی که در حکم مسلمان است، مانند کودکان مسلمانان و نِیز کفارِی که با آنان پِیمان ذمه (← اهل ذمه) ِیا امان (← امان) بسته شده است، محقون الدم به شمار مِیروند و جانشان محترم (← احترام) و رِیختن خونشان حرام است. از اِین رو، از شراِیط ثبوت قصاص در قتل (← قتل) محقون الدم بودن مقتول بر شمرده شده است. بنابر اِین، در صورت محقون الدم نبودن مقتول، همچون کافرحربِی (← اهل حرب) که از نظر شرع جانش غِیر محترم و خونش هدر است، قاتلش قصاص نمِیشود(١) (← قصاص).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) قواعد الاحكام ٣/ ٥٨١ ؛ مجمع الفائدة ١٤/ ٣.
محکم
مُحکَم: مقابل متشابه.
محکم در لغت به معناِی استوار و پابرجا آمده و در اصطلاح قرآنِی و حدِیثِی به آِیه ِیا رواِیتِی اطلاق مِیشود که دلالت آن بر مقصود روشن و صرِیح باشد و ابهام و اجمالِی در مفاد آن وجود نداشته باشد، مقابل متشابه که فاقد اِین وِیژگِی است (← متشابه)
مَحکَمَه ← دادگاه
محلّ
مُحِلّ: غِیر مُحرم (← احرام) (← تحلل).
محل اشکال ← احتِیاط واجب