فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٣
٥ . ادعاِی فرزندِی: اگر کسِی مدعِی فرزندِی لقِیط براِی خود باشد، ادعاِی او پذِیرفته مِی شود، هرچند بِینه اِی بر ادعاِیش نِیاورد، در صورتِی که مدعِی پدر باشد؛ خواه آزاد باشد ِیا برده؛ مسلمان باشد ِیا کافر؛ لِیکن اگر مدعِی مادر باشد آِیا ادعاِی او بدون بِینه پذِیرفته مِیشود ِیا نه؟ اختلافِی است. بنابر قول دوم، تنها در صورت تصدِیق لقِیط پس از بلوغ و رشد ِیا اقامه بِینه، نسب ثابت مِیشود. (٣٦)
چنانچه کافرِی، مدعِی فرزنديِ لقيطِ محکوم به اسلام براِی خود باشد، ادعاِیش پذِیرفته است؛ لِیکن آِیا در اِیــن صورت، لقيط محکوم به کفر مِیشود ِیا نه؟ برخِی گفته اند: چنانچه کافر بر ادعاِی خود بِینه بِیاورد، لقِیط محکوم به کفر خواهد بود. در غِیر اِین صورت محکوم به اسلام است. (٣٧) برخِی دِیگر، لقِیط را حتِی با وجود بـِیـنـه، محکوم به اسلام دانسته اند. (٣٨)
اگر مسلمانِی مدعِی فرزندِی لقيط محکوم به کفر براِی خود باشد، لقِیط محکوم به اسلام و حرِیت خواهد بود. (٣٩) ِیابنده نمِی تواند لقِیط را به فرزندِی خود بگِیرد و او را ملحق به خوِیش کند، و در صورت چنِین اقدامِی، احکام نَسَب بر آن مترتب نمِی شود. (٤٠)
٦. ولاِیت بر لقِیط: با ِیافتن و برداشتن لقِیط براِی ِیابنده، ولاِیت و سلطنتِی بر او ثابت نمِی شود؛ از اِین رو، لقِیط پس از بلوغ، آزاد است هرکجا خواهد برود و با هر کس بخواهد زندگِی کند و ِیابنده عاقله او به شمار نمِی رود و به سبب جناِیت لقيط، مسئولِیتِی متوجه او نِیست؛ چنان که از او ارث نمِی برد.(٤١)
اگر پس از بلوغ و رشد لقِیط، نسب او مشخص نشود، و او با فردِی معِین پِیمانِی مبنِی بر ِیارِی کردن وِی و بر عهده گرفتن جناِیات غِیر عمدِی او [= عاقله او شدن] و ارث بردن از او پس از مرگ، ببندد، آن شخص، عاقله لقيط محسوب شده و پس از مرگ وِی از او ارث مِی برد، و در صورت عدم انعقاد چنِین پِیمانِی با کسِی، وارث او پس از مرگش امام علِیه السّلام خواهد بود. (٤٢)