فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٣٧
برخِی کفاره آن را در صورت شکستن قسم کفّاره ظهار دانسته اند، بدون آنکه اشاره اِی به فرض ناتوانِی بکنند؛ (٢٤) چنان که بعضِی، کفاره آن را کفاره نذر (٢٥) (کفاره افطار عمدِی در ماه رمضان) و بعضِی دِیگر سه روز روزه و اطعام ده مسکِین دانسته اند. (٢٦) جمعِی نِیز کفاره آن را اطعام ده مسكين و استغفار دانسته اند. (٢٧)
٢. برِیدن موها در مصِیبت: برِیدن و قِیچِی کردن زن موهاِی خود را در مصِیبت به قول مشهور موجب ثبوت کفّاره است؛ لِیکن در اِینکه کفاره آن آزاد کردن برده ِیا دو ماه روزه و ِیا اطعام شصت مسکِین به صورت تخِیِیر است ِیا ترتِیب، اختلاف است. (٢٨)
٣. آمِیزش با حائض: در وجوب کفاره بر آمِیزش کننده با حائض اختلاف است.
قول به وجوب منسوب به مشهور است. قول مقابل مشهور، استحباب آن است. کفّاره آن به قول مشهور ِیک دِینار (١٨ نخود طلا) در آمِیزش در ِیک سوم نخست اِیام حِیض، نصف دِینار در ِیک سوم مِیانِی و ِیک چهارم دِینار در ِیک سوم پاِیانِی است. برخِی کفاره آن را سه مد (- مد) طعام دانسته اند. (٢٩)
کفاره تنها بر عهده زوج است و بر زوجه حتِی در صورت رضاِیت به آمِیزش ـ چِیزِی نِیست. (٣٠)
٤. ازدواج در عده: در ثبوت کفّاره بر کسِی که با زنِی که در عده (عده) است ازدواج کرده، اختلاف است. مشهور مِیان متأخران، استحباب آن و کفاره اش پنج صاع آرد گندم ِیا جو است. (٣١)
٥. ناتوان از روزه گرفتن: کسِی که به سبب بِیمارِی نتوانسته روزه ماه رمضان را بگِیرد، چنانچه بِیمارِی اش تا ماه رمضان بعد استمرار ِیابد، بنابر قول مشهور، قضاِی روزه ساقط است؛ لِیکن باِید براِی هر روز ِیک و بنابر قولِی دو مد طعام کفاره بدهد. در عذر مستمر، غِیر از ،بِیمارِی همچون ،سفر، تنها قضا واجب ،است بدون ثبوت کفاره؛ هر چند برخِی احتِیاط را در جمع بِین قضا و کفاره دانسته، بلکه برخِی به آن فتوا داده اند. (٣٢)