فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥١١
دِینار است ـ در تعِیِین مقدار برخِی کفارات، زکات نقدِین (درهم و دِینار)، نصاب خمس معدن، دِیه و غِیر آن به کار رفته است (← دِینار)
(١) توضيح البيان / ٨٠ - ٨٥ : تحفة الابرار ٢/ ٨٢؛ مصباح الفقيه ١٣/ ٢٩٥ ؛ مجمع المسائل ٣/ ٢٦١.
مثله
مثله: نوعِی عقوبت.
مثله نوعِی کِیفر است که در آن اعضاِی بدن انسان ِیا حِیوان، همچون گوش، بِینِی و آلت تناسلِی برِیده مِی شود.(١) از آن در بابهاِی جهاد، عتق، کفارات و قصاص سخن گفته اند.
حکم تکلِیفِی: مثله کردن انسان حرام است. در اِین حکم، تفاوتِی مِیان مسلمان و کافر و نِیز حال جنگ و غِیر جنگ نِیست؛(٢) چنان که ولِی دم نمِیتواند قاتل را با مثله کردن قصاص کند. (٣)
مثله کردن حِیوانات حرام است. (٤)
حکم وضعِی: اگر مولا برده اش را مثله کند، به قول مشهور، برده به طور قهرِی از ملک وِی خارج و آزاد مِی شود (← تنکِیل).
اگر غاصب ِیا غِیر غاصب نسبت به برده اِی چنِین جناِیتِی مرتکب شود، آِیا برده به طور قهرِی آزاد مِیشود و قِیمت آن بر عهده جانِی خواهد بود که باِید به مولاِی او بپردازد ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. (٥)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) النهاية (ابن اثير) و لسان العرب، واژة «مثل».
(٢) المبسوط ٢/ ١٩ ؛ كتاب السرائر ٢/ ٢١؛ جواهر الكلام ٢١ / ٧٧ - ٧٨ و ٤٢/ ٣٤١.
(٣) جواهر الکلام ٤٢/ ٢٩٦.
(٤) الانصاف في مسائل دام فيها الخلاف ٢/ ٤٢١؛ ماوراء الفقه ٢/ ٣٩٣.
(٥) جواهر الکلام ٣٤/ ١٩١ و ٣٧/ ١٢٠.
مثلِی
مِثلِی: مقابل قِیمِی.
از مثلِی در فقه تعرِیفهاِی مختلفِی شده است. مشهور، آن را اِین گونه تعرِیف کرده اند: آنچه اجزاِی آن به لحاظ قِیمت و منفعت برابر باشد، مانند حبوبات و روغن.(١) مقصود از اجزا، اجزاِی مرکب نِیست؛ بلکه افراد و مصادِیق ِیک حقِیقت (کـلِی طبِیعِی) است که اسم آن بر آنها صادق باشد، مانند افراد و مصادِیق گندم که همه گندم نامِیده مِی شوند. (٢)