فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٧٤
وجود عِین ِیا قِیمت ابزار سفر حج، همچون مرکب و غذا، متناسب با شأن مسافر از لحاظ توانا و ناتوان بودن وِی، از شراِیط تحقق استطاعت است (١٦) (← استطاعت).
(١) جواهر الکلام ٢/ ٦١.
(٢) ٤٢/ ٣٢٩.
(٣) العروة الوثقى ٢/ ٤١٣.
(٤) البِیان/ ٢٦٦.
(٥) المبسوط ١/ ٧٦ ؛ جامع المقاصد ٢/ ٤٢.
(٦) النهاية / ٥٨ ؛ المبسوط ١/ ٧٢.
(٧) المهذب ١/ ١٠٠ ، ١١٠ و ١١٨-١١٩.
(٨) جواهر الکلام ٣٧٢/١٥.
(٩) ١٦/ ٨٨.
(١٠) ٣٣٢.
(١١) اصباح الشيعة / ١٤٣ ؛ تذكرة الفقهاء ٦/ ١٦٣ – ١٦٤.
(١٢) جواهر الکلام ١٧/ ١٥٤.
(١٣) منتهى المطلب ١٠/ ٤١ ؛ لوامع صاحبقرانِی ٧/ ٣٢٥.
(١٤) وسائل الشيعة ١٢/ ٧٣.
(١٥) ١١/ ٤٣١.
(١٦) تحرير الاحکام ١/ ٥٤٩ ؛ مدارک الاحکام ٧/ ٤٠
مسافرت ← سفر
مساقات
مُساقات: قراردادِی مِیان صاحب باغ و باغبان.
مساقات از «سقِی» به معناِی آبِیارِی کردن و در اصطلاح، عبارت است از قراردادِی مِیان صاحب باغ و باغبان (عامل) با اِین مفاد که باغبان درختان را آبِیارِی کند و پرورش دهد تا به ثمر بنشِینند و سهمِی معِین از مِیوه ها از آنِ او باشد. با اِینکه کار باغبان منحصر به آبِیارِی نِیست و اصلاح و هرس درختان و کود دادن و غِیر آن را نِیز دربر مِی گِیرد، لِیکن آبِیارِی به دلِیل اِینکه سودمندترِین و مهمترِین و -از آنجا که در حجاز درختان از آب چاه به وسِیله دلو و مانند آن آبِیارِی مِی شد - سخت ترِین کار باغبان بوده است، قرارداد مِیان صاحب باغ و باغبان را از سقِی (آبِیارِی) گرفته و نام آن را مساقات گذاشته اند. (١)
مساقات عنوان بابِی در فقه است که به صورت مستقل ِیا همراه مزارعه (← مزارعه) مورد بحث قرار گرفته است.
حکم تکلِیفِی: مساقات قرارداد ( عقدِی) معاوضِی است و همچون ساِیر قراردادهاِی معاوضِی، مشروع و جاِیز مِی باشد. (٢) عقد مساقات از دو طرف لازم است؛ از اِین رو، فسخ آن توسط هر ِیک، بدون رضاِیت دِیگرِی جاِیز و صحِیح نِیست (٣) (← عقد لازم).