فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٦
زکات و خمس: دادن زکات به مجهول الحال از حِیث اِیمان (شِیعه امامِی بودن) جاِیز نِیست؛ (١١) چنان که پرداخت خمس به مجهول الحال از حِیث هاشمِی (سِید) بودن جاِیز نمِی باشد.(١٢)
وصِیت: اگر کسِی وصِیت کند که با مال او برده اِی مؤمن را آزاد کنند، براِی عمل به وصِیت، آزاد کردن برده مؤمن واجب است و آزاد کردن غير مؤمن کفاِیت نمِیکند؛ لِیکن در صورت پِیدا نشدن برده معلوم الاِیمان، آِیا آزاد کردن برده مجهول الحال از حِیث اِیمان کفاِیت مِیکند ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است. (١٣)
قضاء: چنانچه فردِ مجهول الحال از حيث بردگِی، ادعاِی حرِیت در اصل (بدون سابقه بردگِی) داشته باشد، گفته اش با قسم پذِیرفته است؛ لِیکن اگر مدعِی آزاد شدن باشد، بـاِید بـِیـنـه اقامه کند. (١٤)
شهادات: شرط پذِیرش شهادت شهود، عدالت است؛ از اِین رو، شهادت غِیر عادل و نِیز مجهول الحال که عدالت و فسقش معلوم نِیست، پذِیرفته نِیست؛ لِیکن از برخِی قدما نقل شده در صورت علم قاضِی به اسلام ِیا اِیمان شاهد، شهادت وِی پذِیرفته خواهد بود؛ هرچند عدالتش محرز نباشد (١٥) (← مستور).
(١) الدراية (شهيد ثاني) / ٨٦.
(٢) العروة الوثقى ١/ ٦٠.
(٣) ٢/ ٩٨.
(٤) موسوعة الخوئِی ٩/ ٢٤٦.
(٥) مصباح الهدِی ٦/ ٣٤٨.
(٦) مهذب الاحکام ٤/ ٢٦١ – ٢٦٢.
(٧) العروة الوثقِی ٢/ ٣٣٥.
(٨) جواهر الکلام ٥/ ٢٨٩.
(٩) مصباح الفقيه ٧/ ٣٠ ؛ العروة الوثقِی ١/ ١٢٠ ؛ مستمسک العروة ١/ ٢٩٥ ؛ تفصيل الشريعة (النجاسات) / ٢٨.
(١٠) شرح تبصرة المتعلمين ٢/ ٢٣٣ ؛ منهاج الصالحين (سيد محسن حکِیم) ٣٠٤/١؛ منهاج الصالحِین (خوِیِی) ١/ ٢١٨.
(١١) جواهر الکلام ١٥/ ٣٧٩ ؛ مصباح الفقيه ١٣/ ٥٩٠.
(١٢) العروة الوثقى ٤/ ٣٠٧.
(١٣) النهاية و نكتها ٣/ ١٦٢ ؛ الدروس الشرعية ٣١٠/٢.
(١٤) تحرير الاحكام ٥/ ١٥٨.
(١٥) تذكرة الفقهاء ٦/ ١٣٦ ؛ جواهر الکلام ٤٠/ ١١١.
مجهول المالک
مجهول المالک: مالِی که مالکش ناشناخته است.
به مالِی که مالک آن شناخته نِیست؛ بدون اِینک گم شده باشد، مجهول المالک گفته مِیشود، مانند مالِی که به امانت ِیا عارِیه و ِیا اجاره نزد کسِی مانده است و او مالک آن را از ِیاد برده است،