فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٣٧
رمِی جمره (← رمِی جمره) با انواع سنگها، حتِی سنگ مرمر صحِیح است.(٦)
(١) فرهنگ بزرگ سخن واژه «مرمر».
(٢) توضِیح المسائل مراجع ١/ ٣٧٩.
(٣) ٦١٣؛ تحرِیر الوسيلة ١٤٩/١؛ الفتاوى الجديدة (مکارم) ٧٣/٢ .
(٤) جواهر الكلام ١٦ / ١٣ - ١٨ ؛ تذكرة الاحباب / ٢٧٧.
(٥) كتاب الخمس (حائرِی) ٦٤ ؛ زبدة المقال / ٢٥.
(٦) مناسک حج (مراجع)/ ٤٧٦.
مرو
مَرو: از شهرهاِی خراسان.
به مناسبت در باب زکات آمده است.
برخِی قدما، پرداخت کشمش به عنوان زکات فطره را بر مردم مرو واجب(١) و برخِی مستحب (٢) دانسته اند؛ لِیکن مشهور متأخران، جنس زکات فطره (← زکات فطره) را قوت غالب (← قوت غالب) مردم هر منطقه دانسته اند. (٣)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) المبسوط ١/ ٢٤١؛ المهذب /١/ ١٧٥.
(٢) النهاية / ١٩٠.
(٣) جواهر الکلام ١٥/ ٥١٤ - ٥١٦.
مروارِید
مروارِید: گوهر معروف
مروارِید عبارت است از توده سخت، گرد، کوچک و درخشان به رنگ سفِید، نقره اِی ِیا خاکسترِی ماِیل به آبِی که در بعضِی صدفهاِی درِیاِیِی ِیافت مِی شود و از سنگهاِی قِیمتِی است. دُرّ و لؤلؤ نِیز نامِیده مِیشود.(١) از احکام آن به مناسبت در بابهاِی صلات، خمس و تجارت سخن گفته اند.
صلات: نماز خواندن همراه با مروارِید جاِیز است.(٢) از برخِی نقل شده که نماز خواندن با آن را اشکال کرده اند. (٣)
خمس: جواهرِی همچون مروارِید و مرجان که از طرِیق غواصِی به دست آمده است، در صورتِی که به حد نصاب برسد، خمس آن واجب است. نصاب آن بنابر مشهور، ِیک دِینار و بنابر قـول بــرخــِی بِیست دِینار است (٤) (← غواصِی).
چنانچه کسِی حِیوانِی درِیاِیِی را صِید کند و در شکم آن مروارِیدِی بِیابد، مروارِید از آن او است؛(٥) چنان که اگر کسِی ماهِی اِی بخرد و در شکم آن مروارِیدِی بِیابد، بنابر قول مشهور، متعلق به او مِی باشد.(٦) برخِی گفته اند: باِید فروشنده را از آن آگاه سازد و در صورت مطالبه وِی، مروارِید را به او بدهد. (٧)