فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٩
در صورتِی که مسابقه دهندگان جاِیزه را از مالشان براِی فرد پِیروز قرار دهند، از برخِی قدما نقل شده که وجود محلّل (داور مسابقه) شرط صحت مسابقه است. داور از مال خودش چِیزِی به عنوان جاِیزه به فرد پِیروز نمِی پردازد؛ لِیکن براِی معلوم کردن فرد پِیروز در مسابقه شرکت مِیکند و چنانچه خود او پِیروز گردد، جاِیزه تعِیِین شده را مِی برد؛ لِیکن بنابر قول مشهور، وجود محلل شرط صحت مسابقه نِیست، مگر آنکه وجود آن در عقد مسابقه شرط شود.(٣)
علت نام گذارِی داور مسابقه به محلل اِین است که با وجود او، بدون هِیچ اختلافِی، عقد صحِیح و حلال است ِیا بنابر قول به شرط بودن محلّل، بدون آن، عقد جاِیز و جاِیزه حلال نخواهد بود. (٤) (← تحلِیل)
(١) قواعد الاحكام ٣/ ٦٢.
(٢) جواهر الکلام ٣٢/ ١٥٨ – ١٥٩.
(٣) جامع المقاصد ٨/ ٣٢٤؛ الروضة البهية ٤/ ٤٢٥؛ رياض المسائل ٤١٤/٩؛ جواهر الكلام ٢٨/ ٢١٤.
(٤) حاشية شرائع الاسلام/ ٥٤٣.
محلّله
مُحَلَّله: کنِیزِی که مولاِیش او را براِی کسِی حلال کرده است(← تحلِیل).
محل نظر
مَحل نظر: از الفاظ کاربردِی در مقام بِیان حكم.
چنانچه حکم مسئله اِی که مجتهدِی به آن فتوا داده، از لحاظ دلِیل نزد مجتهدِی دِیگر محل اشکال باشد، مجتهد دوم از آن به «محل نظر» ِیا «فيه نظر» ِیا «فيه تأمل» و مانند آن تعبِیر مِیکند. در اِین موارد، اگر فتواِیِی بعد از آن بِیاِید، مقلد به آن فتوا عمل مِیکند؛ اما اگر فتواِیِی نِیاِید، احتِیاط لازم خواهد بود که مخالفت آن جاِیز نِیست؛ لِیکن در اِین صورت، رجوع به مجتهدِی دِیگر -که در مسئله فتوا دارد- جاِیز مِی باشد.(١)
(← احتِیاط واجب) (← الفاظ فتوا)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) ادوار فقه و کِیفِیت بِیان آن / ٢٨٩ ؛ العروة الوثقى ٥/ ٥٦٤.
محله
محله: قسمتِی از ِیک شهر، روستا و مانند آن که معمولا با بناهاِی خاص ِیا داشتن خصوصِیتِی، از قسمتهاِی دِیگر متماِیز مِی شود.(١)