فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤١
لثام
لِثام: دهان بند.
از آن به مناسبت در باب صلات نــام برده اند.
نماز خواندن با لثام، در صورتِی که مانع قرائت و اذکار واجب نباشد، بنابر قول مشهور، مکروه و در صورت مانع بودن حرام است.(١) ظاهر کلام برخِی قدما عدم جواز نماز گزاردن با لثام است مطلقا؛ مانع باشد ِیا نباشد.(٢) برخِی افزوده اند: اگر لثام مانع شنِیدن قرائت شود و قارِی قرائت خود را نشنود، نماز خواندن با آن جاِیز نخواهد بود. (٣)
(١) ارشاد الاذهان ١/ ٢٤٦ - ٢٤٧ ؛ الروضة البهِیة ١/ ٥٣١ ؛ مدارک الاحکام ٣/ ٢٠٧ ؛ جواهر الکلام ٨/ ٢٥٣ – ٢٥٥.
(٢) المقنعة / ١٥٢.
(٣) نهاية الإحكام ١/ ٣٨٩ ؛ البيان / ١٢٣ ؛ روض الجنان ٢/ ٥٦٤.
لَثَغ ← الثغ
لجاجت
لجاجت: عناد ورزِیدن در برابر حق و پافشارِی کردن در نپذِیرفتن آن.
از آن به مناسبت در بابهاِی اجتهاد و تقلِید و نذر سخن گفته اند.
در رواِیات از لجاجت نکوهش شده است. در رواِیتِی از امام صادق علِیه السلام آمده است: «لجاجت در مؤمن نِیست».(١)
اجتهاد و تقلِید: به تصرِیح برخِی، از شراِیط مجتهد، لجوج نبودن او است؛ زِیرا وجود اِین صفت در آدمِی مانع پذِیرش حق مِی شود.(٢)
نذر: از قسام نذر، نذر لجاج و غضب است؛ بدِین گونه که به قصد خشمگِین ساختن دِیگرِی و ِیا خشم او از دِیگرِی نذر مِیکند فلان کار را انجام ندهد ِیا کارِی خاص را بر خود واجب کند. اِین گونه نذر در صورتِی که براِی خدا نباشد، بلکه صرفاً به قصد بازداشتن خود از انجام دادن کارِی ِیا الزام کارِی بـر خـود باشد، صحِیح نِیست و احکام نذر بر آن مترتب نمِی شود. (٣)
از اِین قسم است نذر کردن به اِینکه همسرش، مطلقه ِیا برده اش آزاد باشد، اگر فلان کار را انجام دهد ِیا فلان عمل را ترک کند. (٤)