فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٥
بر قله کوهها مِی روِید و برگهاِیش همچون برگ درخت آس ِیا کوچک تر از آن است که با آنها موهاِی سر و صورت را خضاب مِیکنند. برخِی نِیز آن را به وسمه تعرِیف کرده اند. (٣) از آن به مناسبت در باب طهارت نام برده اند.
خضاب کردن خضاب) با کتم ِیا معجون کتم و حنا مستحب است. در حدِیثِی آمده است که رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله، امام حسِین و امام باقر علِیهما السلام با کتم خضاب مِیکردند. امام حسِین و امام باقر عليهما السلام با معجون کتم و حنا نِیز خضاب مِینمودند. (٤)
(١)کتاب العين و لسان العرب، واژه «کتم» ^
(٢) تاج العروس، واژۀ «كتم» ^
(٣) مجمع البحرين، واژه «كتم»
(٤) وسائل الشيعة ٢/ ٩٢ و ٩٦.
کتمان
کتمان پوشِیده داشتن؛ پنهان کردن.
از احکام آن در بابهاِی طهارت، صلات جهاد، تجارت و شهادات سخن گفته اند. حکم تکلِیفِی کتمان بر حسب موارد آن احکامِی متفاوت دارد که به مهمترِین آنها اشاره مِی شود. (١)
كتمان واجب: کتمان اسرار اهل بِیت علِیهم السلام از نااهلان واجب و افشاِی آن حرام است؛ (٢)چنان که پوشِیده داشتن اخبار و اطلاعات سرِی مسلمانان از دشمنان واجب مِیباشد. کتمان سر مؤمن و نِیز آنچه که بر ملا کردن آن موجب هتک حرمت و آبرو ِیا خوارِی و ِیا زِیان رسِیدن به او مِی شود واجب است (٣)
کتمان عقِیده و مذهب، در موارد وجوب تقِیه، بر مؤمن واجب است > تقيه). (٤)
کتمان حرام: کتمان وظاِیف، تکالِیف و احکامِی که خداوند بر پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله نازل کرده و آن حضرت آنها را به امت خوِیش ابلاغ نموده براِی عالم به آنها، حرام و از گناهان کبِیره است (٥) و در قرآن کرِیم، خداوند کتمان کننده را لعن (٦) (آِیه کتمان) و تهدِید به عذاب دردناک (٧) کرده است.
کسِی که شاهد رخداد حادثه اِی بوده، کتمان آن، در صورت نِیاز به شهادت دادن به آن نزد ،قاضِی بر او حرام و از گناهان کبِیره است (٨) و در قرآن کرِیم از آن نهِی شده است؛ (٩) مگر آنکه به سبب شهادت،