فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٧
در دوران عده، عقد ازدواج به قوت خود باقِی است و باطل نمِیشود.(١٣)
(← ارتداد)
(١) مسالك الافهام ١٥/ ٢٣.
(٢) الروضة البهية ٢/ ١٤٣ ؛ مجمع الفائدة ١٣ / ٣١٨ ؛ مصباح الهدى ٢ / ٣٥٣-٣٥٤؛ مهذب الاحكام ٢٨/ ١٣٤ – ١٣٥.
(٣) جواهر الکلام ٤١/ ٦٠٤.
(٤) كشف اللثام ٩/ ٣٥٨.
(٥) ٣٥٨ ؛ جواهر الکلام ٤١/ ٦٠٢- ٦٠٣؛ مستمسک العروة ٢/ ١٢١ - ١٢٢ ؛ مصباح الهدى ٢/ ٣٥٤؛ مهذب الاحکام ٢٨/ ١٣٤.
(٦) مسالک الافهام ١٥/ ٢٨ - ٢٩ ؛ مجمع الفائدة ١٣/ ٣١٨.
(٧) الحدائق الناضرة ١١/ ١٥- ١٧.
(٨) جواهر الکلام ٤١/ ٦٠٥.
(٩) مفتاح الكرامة ١٥٧٩/٦ ؛ الروضة البهية ٩/ ١٩٦ ؛ زبدة البيان / ٣٩٢؛ مسالك الافهام (کاظمِی) ٢/ ٣١٦؛ الحدائق الناضرة ١١/ ١٥ - ١٧ ؛ جواهر الکلام ٤١/ ٦٠٦-٦٠٥؛ غنائم الاِیام ٥/ ٣٧٢ – ٣٧٤.
(١٠) العروة الوثقى ٤/ ٤٤٨ – ٤٤٩.
(١١) النهاية / ٧٣١ ؛ كتاب السرائر ٣/ ٥٣٢ - ٥٣٣ ؛ الجامع للشرائع / ٢٤١.
(١٢) قواعد الاحکام ٣/ ٣٤٥؛ جواهر الکلام ٣٩/ ٣٤.
(١٣) تحرِیر الاحکام ٥/ ٥٧.
مرتدّ ملِّی
مُرتدّ ملِّی: کافرِی که پس از اسلام آوردن به کفر بازگردد.
مرتد ملِی، مقابل مرتد فطرِی به کسِی گوِیند که بر ملت (آِیِین) کفر متولد شده و پس از بلوغ، اسلام آورده، سپس کافر شده است. به جهت تولد بر ملت کفر، مرتد ملِی نامِیده شده است.(١) آِیا کسِی که به تبع پدر و مادر ِیا ِیکِی از آن دو محکوم به مسلمانِی بوده و پس از بلوغ قبل از اظهار اسلام کافر شده، به مرتد ملِی ملحق مِیشود ِیا به مرتد فطرِی، مسئله اختلافِی است (← مرتد فطرِی).
از احکام اِین عنوان در باب حدود سخن گفته اند.
حکم: از مرتد ملِی خواسته مِی شود توبه کند. در صورت خوددارِی، کشته مِی شود. در اِینکه مدت استتابه سه روز است ِیا به اندازه اِی که امکان و امِید بازگشت است، مسئله اختلافِی است(٢) (← استتابه).
با ارتداد همسر مرتد از او جدا مِی شود و عقد ازدواجشان در صورت عدم دخول، به مجرد ارتداد، فسخ مِیگردد و در صورت دخول، فسخ آن متوقف بر انقضاِی عده (← عده) است؛ بدِین معنا که همسر وِی باِید عده طلاق نگه دارد. پس از آن مِی تواند بــا مــردِی دِیگر ازدواج کند؛(٣) اما اگر مرد در اثناِی عده توبه کند، عقد به قوت خود باقِی خواهد ماند.(٤)