فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٢٧
ارث: جنِینِی که زنده از مادر متولد شده، ارث مِی برد؛ هرچند بعد از تولد بمِیرد(٩١) (←جنين). همچنِین کودک قاتل در صورت داشتن نسبت خوِیشاوندِی با مقتول، از او ارث مِی برد؛ زِیرا عمد کودک خطا محسوب مِیشود. البته اکثر فقها در قتل خطا دِیه را استثنا کرده و گفته اند: قاتل از دِیه ارث نمِی برد (٩٢) (← قاعده عمد الصبي خطأ).
شهادات: شهادت کودک غِیر ممِیز پذِیرفته نِیست. همچنِین شهادت ممِیز در غِیر قتل و جراحت پذِیرفته نمِی باشد؛ لِیکن به قول مشهور، شهادت وِی در قتل و جراحت به اجمال پذِیرفته است؛ هرچند در خصوصِیات و شراِیط آن، دِیدگاهها متفاوت است (٩٣) (←شهادت).
حدود: از شراِیط ثبوت حد، بلوغ است. بنابر اِین، چنانچه کودک مرتکب بزهِی موجب حد گردد، حد بر او جارِی نمِی شود؛ هرچند در صورت ممِیز بودن، ادب مِیگردد. (٩٤)
چنانچه کسِی کودک غِیر ممِیز را به کشتن دِیگرِی اکراه کند و کودک وِی را بکشد، کودک قصاص نمِی شود؛ بلکه اکراه کننده قصاص مِی شود؛ زِیرا سبب اقواِی از مباشر است و در صورتِی که کودک ممِیز آزاد -و نه برده- باشد، در اِینکه هِیچ ِیک از سبب و مباشر قصاص نمِیشود و دِیه بر عاقله کودک است ِیا سبب قصاص مِی شود و ِیا کودک به شرط آنکه ده ساله ِیا بِیشتر و ِیا قدش به اندازۀ پنج وجب باشد، قصاص مِی شود، مسئله محل اختلاف است. مشهور قول نخست است. (٩٥)
در سرقت نِیز چنانچه فردِی کودک غِیر ممِیز را امر به برداشتن مال دِیگرِی کند، بر امر کننده حد جارِی مِیشود و در صورتِی که کودک ممِیز باشد، به تصرِیح برخِی، بر هِیچ ِیک حد جارِی نمِی شود؛ بلکه تعزِیر مِی شوند. (٩٦)
(←رشد) (← فرزند) (← مميز )
(١) جواهر الکلام ٥/ ٧١.
(٢) الوسيلة / ٥٤.
(٣) جواهر الكلام ٥/ ٧٣ ؛ العروة الوثقى ٢/ ١٥٧.
(٤) جواهر الكلام ٢٥١/٣١ – ٢٥٢.
(٥) رياض المسائل ١٠/ ٥٠٣ - ٥٠٤ ؛ جواهر الکلام ٣١/ ٢٥٢ – ٢٥٣.
(٦) جواهر الكلام ٣١ / ٢٥٣ – ٢٥٤.
(٧) ٢٥٤.
(٨) ٢٥٦.
(٩) مسالک الافهام ٨/ ٣٩٧ - ٣٩٨ ؛ جواهر الکلام ٢٥٥/٣١ – ٢٥٦.
(١٠) جواهر الکلام ٣١/ ٢٥٨ و ٢٦٤ – ٢٦٨.
(١١) ٢٦٠.
(١٢) وسائل الشيعة ٢١/٤٣٢؛ جواهر الكلام ٣١/ ٢٦٣ – ٢٦٤.