فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩١
بنابر آِیه شرِیفه و نِیز رواِیات متعدد -که در تفسِیر آِیه به بعض آنها اشاره شد- مستضعف نه مؤمن به شمار مِیرود و نه کافر. از احکام آن در بابهاِیِی چون صلات، زکات، نکاح، عتق و کفارات سخن گفته اند.
صلات: در نماز مِیت، بر مستضعف، پس از تکبِیر چهارم، اِین دعــا خــوانــده مِی شود: «اللهم اغفِر لِلَّذِينَ تَابُوا واتَّبَعُوا سَبيلَكَ وَ قِهِم عَذاب الجحيم». در بــرخــِی رواِیات و به تبع در کلمات بعض فقها آِیه (رَبَّنَا وَ أدخِلهُم جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتي وَعَدتَهُم وَ مَن صَلَحَ مِن آبائِهِم وَ أَزْواجِهِم وَذُرِّيَاتِهِم إِنَّكَ أَنتَ العزيز الحكيم) به دعاِی ِیاد شده افزوده شده است. (١١)
به تصرِیح برخِی، در نماز مِیتِ مستضعف نِیز همچون مؤمن پنج تکبِیر گفته مِی شود. (١٢)
زکات: در جواز پرداخت زکات فطره (←زکات فطره) به مستضعف اختلاف است. جمعِی در فرض دسترس نداشتن به مستحق مؤمن، پرداخت آن را به مستضعف جاِیز دانسته اند. (١٣)
نکاح: آِیا در صحت ازدواج، علاوه بر اسلام، اِیمان (شِیعه دوازده امامِی بودن) نِیز شرط است ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است. بنابر شرط بودن اِیمان، مستضعف استثنا شده است. بنابر اِین، ازدواج با او بدون اشکال است(١٤) (← كفاءت)
عتق: آزاد کردن برده مؤمن، مستحب و برده مستضعف، جاِیز و برده مخالفِ غِیر مستضعف، مکروه است.(١٥)
کفارات: آِیا در فقِیرِی که به عنوان کفاره به او اطعام مِی شود، علاوه بر اسلام، اِیمان نِیز شرط است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. بنابر اشتراط، به گفته جمعِی، در صورت دسترس نداشتن به فقير مؤمن، اطعام مخالف مستضعف بدون اشکال است (١٦) (← کفاره).
از مستضعف به معناِی دوم در باب جهاد سخن گفته اند.
کسِی که در سرزمِین شرک زندگِی مِیکند و تواناِیِی اقامة شعائر اسلامِی را ندارد، در صورت امکان بر او واجب است به سرزمِین اسلام هجرت کند (١٧) (←هجرت).