فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤٠
اگر کسِی مدعِی بردگِی کودکِی مجهول النسب که در دست او است باشد، حکم به بردگِی او مِی شود و چنانچه کودک در دست دو نفر باشد و هر دو مدعِی بردگِی او براِی خود باشند، به بردگِی کودک براِی هر دو حکم مِیگردد،(٧) و اگر فرد مجهول النسب بالغ باشد، ثبوت بردگِی منوط به تصدِیق او است و اگر ادعاِی مدعِی را انکار کند، ادعاِی بردگِی پذِیرفته نمِی شود.(٨)
چنانچه فرد مجهول النسب کشته شود و قاتل وِی معلوم نباشد، در صورتِی که مورد از موارد لوث (← لوث) باشد، حاکم شرع ولِی او است و همانند ولِی دم اقامه قسامه (← قسامه) مِیکند و بر فرض ثبوت و اخذ دِیه، دِیه به بِیت المال وارِیز مِی شود.(٩)
چنانچه شخصِی کودکِی مجهول النسب را بکشد و مدعِی باشد مقتول، فرزند او بوده است، قصاص نمِیشود.(١٠)
عاقلة مجهول النسب، امام عليه السلام است. بنابر اِین، در صورت ارتکاب جناِیت، دِیه اش بر عهده امام علِیه السلام خواهد بود. (١١)
(١) جواهر الكلام ٣٥/ ١٧٣.
(٢) مفتاح الكرامة ١٨/ ٥٦٩ - ٥٧١ و ٥٧٣ – ٥٧٤.
(٣) جواهر الکلام ٣٥/ ١٥٦.
(٤) ١٧٣.
(٥) ١٦٧.
(٦) مسالک الافهام ١١/ ١٣٣-١٣٤؛ مفتاح الكرامة ١٨ / ٥٧٢ .
(٧) جواهر الکلام ٤٠/ ٤٧٦.
(٨) المبسوط ٢٩٠/٨.
(٩) جامع المسائل (فاضل) ٢/ ٤٣٠ ؛ استفتائات جدِید (مکارم) ٢/ ٥٣٦.
(١٠) جواهر الکلام ٤٢/ ١٧٥.
(١١) المبسوط ٧/ ١٨٢ ؛ جواهر الكلام ٣٨/ ١٨٨ -١٩٠.
مجهول الهويه
مجهول الهُويه: ناشناس.
در کاربرد فقهِی، مجهول الهوِیه گاه بر فردِی اطلاق مِیشود که ناشناختگِی اش از حِیث اسلام و کفر است و گاه بر فردِی که نسب او ناشناخته است (← مجهول النسب). از برخِی احکام آن در استفتائات و مسائل مستحدثه سخن گفته اند.
تشرِیح بدن مِیت مسلمان حرام و تشرِیح بدن مِیت کافر جاِیز است. آِیا تشرِیح بدن مِیتِی که از اِین حِیث مجهول الهوِیه است و از نظر شرع، کفر ِیا اِیمان او احراز نشده، جاِیز است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی جاِیز ندانسته (١) و برخِی جاِیز دانسته اند.(٢) بعضِی نِیز