فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٣٥
جهاد: سزاوار است حاکم اسلامِی با ذمِیان (← اهل ذمه) شرط کند لباسِی متفاوت از لباس مسلمانان بپوشند؛ به گونه اِی که از مسلمانان بازشناخته شوند. (١٠٥)
لباس و ادوات جنگِی کشته دشمن به دست مسلمان، جزء سَلَب است که با شراِیطِی از آنِ کشنده مسلمان او خواهد بود (١٠٦) (← سَلَب).
تفلِیس: کسِی که از سوِی حاکم، ورشکسته اعلام مِی شود، لباسهاِی درخور شأنش براِی او گذاشته مِیشود و اِین لباسها از اموالِ متعلق حق طلبکاران مستثنا است و براِی پرداخت بدهِی او فروخته نمِی شود. (١٠٧)
نکاح و طلاق: لباس جزء نفقه زوجه به شمار مِیرود که لازم است شوهر آن را تأمِین کند. مرجع در جنس و مقدار آن، عرف و عادت است. بنابر اِین، اگر زن از خانواده سطح بالا است، تهِیه لباس مجلسِی مناسب با شأنش جزء نفقه او خواهد بود. (١٠٨)
مستحب است زن براِی شوهر بهترِین لباس را بپوشد. (١٠٩)
بر زنِ شوهر مرده، در اِیام عده وفات، ترک زِینت (←حداد) لازم است. از مصادِیق آن، ترک پوشِیدن لباسهاِی زِینتِی و شاد است. (١١٠)
کفارات: از موارد کفاره ارتکاب بعضِی گناهان، دادن لباس به فقِیر است، مانند کفاره شکستن قسم که فرد مِیان آزاد کردن برده، اطعام ده فقِیر و دادن لباس به ده فقِیر مخِیر است. (١١١) کفّاره درِیدن مرد پِیراهن خود را در مرگ فرزند ِیا همسر، کفّاره شکستن قسم است.(١١٢)
مقصود از لباس چِیزِی است که مصداق جامه باشد، مانند پِیراهن، شلوار، چادر و مقنعه. بنابر اِین، دادن مثل کلاه و کفش که جامه بر آن صدق نمِیکند، کافِی نِیست؛ لِیکن در اِینکه واجب، دادن دو لباس است، مانند پِیراهن و شلوار ِیا پِیراهن و مقنعه و ِیا ِیک لباس کفاِیت مِیکند، مسئله محل اختلاف است. به تصرِیح برخِی، در کفاره لازم نِیست لباس نو باشد؛ بلکه لباس شسته شده تمِیز نِیز کفاِیت مِیکند؛ لِیکن لباس پاره و کهنه کافِی نِیست (١١٣)( ← کفاره).