فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٧
برخِی اصولِیان گفته اند آنجا که منشأ شک در بقاِی کلِی، احتمال بقاِی مرتبه ضعِیف از فرد، از بِین رفته باشد و به عبارت دِیگر، کلّى مشكوك البقاء كلّى مشکّک و صدقش بر فرد از بِین رفته و فرد مشکوک به گونه تشکِیک باشد کلِّی استصحاب مِیشود، مانند اِینکه ِیقِین به وجود سِیاهِی شدِید داشته باشِیم؛ سپس ِیقِین به از بِین رفتن آن پِیدا کنِیم؛ لِیکن احتمال دهِیم مرتبه ضعِیفِی از آن هنوز باقِی مانده باشد.
اما آنجا که کلِی مشکوک البقاء، کلِی متواطِی است؛ ِیعنِی صدقش به هر دو فرد ِیکسان است مانند اِینکه ِیقِین داشته باشِیم انسانِی در اتاق موجود است؛ سپس ِیقِین به رفتن وِی از اتاق پِیدا کردِیم؛ لِیکن احتمال مِیدهِیم مقارن رفتن او فردِی دِیگر وارد اتاق شده باشد. در اِین صورت، کلِی استصحاب نمِی شود(٥) (← استصحاب کلِّی).
(١) المنطق / ٧١.
(٢) معالم الدين في فقه آل ياسين ١/ ٥٧٤.
(٣) تعليقة على معالم الاصول ١/ ٢٣٠-٢٣١ ، ٢٥٩ و ٤/ ٨١٤ ؛ قوانِین الاصول ٤٩/١؛ ضوابط الاصول/ ١٠.
(٤) ضوابط الاصول / ١٠ ؛ تعليقة على معالم الاصول ٤/ ٨١٤.
(٥) الحاشية على كفاية الاصول ٢/ ٣٩٤؛ بِیان الاصول ٣/ ٢١٤.
کلِیه
کلِیه: قلوه؛ عضوِی لوبِیا شکل در پشت شکم و پاِیِین دنده ها نزدِیک ستون فقرات.
از آن در بابهاِی حج، اطعمه و اشربه و نِیز مسائل مستحدثه سخن گفته اند.
در قربانِی، حِیوان لاغر کفاِیت نمِیکند. مقصود از لاغرِی، آن است که بر کلِیه هاِی حِیوان، پِیه نباشد. (١)
خوردن کلِیه حِیوان حلال گوشتِی که ذبح شرعِی شده مکروه است. (٢)
در جواز برداشتن کلِیه براِی پِیوند به بدن دِیگرِی و نِیز خرِید و فروش آن در فرض جواز، اختلاف است(٣) (←پِیوند اعضا)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) جامع المقاصد ٣/ ٢٤١؛ مدارک الاحکام ٨/ ٣٤-٣٥.
(٢) جواهر الکلام ٣٦/ ٣٥١.
(٣) توضِیح المسائل مراجع ٢/ ٩١٩ و ٩٥٠ ؛ استفتائات جديد (تبرِیزِی) ١/ ٤٦٩ و ٤٧١ - ٤٧٢.
کمال عقل
کمال عقل: برخوردارِی از بلوغ و عقل.
کمال عقل در انسان عبارت است از اهلِیّت و شاِیستگِی پِیدا کردن براِی تکلِیف شرعِی که بابالغ شدن و عاقل بودن (دِیوانه نبودن) تحقق مِی ِیابد.