فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٠
از پول خرِید زراعت کسر نماِید. به عنوان مثال اگر زراعتِی را به پانصد هزار تومان بخرد و قِیمت کاه به دست آمده از آن صد هزار تومان باشد، تنها چهارصد هزار تومان آن را مِی تواند جزء مخارج حساب کند.(٤) ( زکات).
تجارت کالاهاِیِی که فروختن آنها به صورت بار متعارف است مانند کاه و هِیزم نِیاز به وزن کردن آنها نِیست و داد و ستد آنها با مشاهده صحِیح است.(٥)
(١) جواهر الكلام ١٣٧٥ ؛ العروة الوثقى ٢/ ١٩٨ ^
(٢)توضِیح المسائل مراجع /٥٨٦/١٠ – ٥٨٧.
(٣) ٢/ ١١٥
(٤) ١٢٣.
(٥) تحرِیر الوسيلة ١/ ٥١٦ ؛ صراط النجاة (شيخ انصارِی)/ ٢٨١.
کاهل
کاهل تنبل؛ سهل انگار / مِیان دو شانه .(١) کاهل به معناِی نخست در عرف فارسِی زبانان به کار مِی رود( کسالت).
از آن به معناِی دوم به مناسبت در بابهاِی تجارت و سبق و رماِیه سخن گفته اند.
از مواضع حجامت که به حجامت در آن موضع سفارش شده است کاهل است (٢)- حجامت)
در مسابقه اسب دوانِی بنابر قول اکثر فقها، ملاک در سبقت، جلوتر بودن گردن و کاهل اسب دونده مِیباشد. (٣) (اسب دوانِی).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) النهاية ابن اثير و لسان العرب، واژه «کند» و «کهل»
(٢) مستدرک الوسائل ١٣/ ٨٢ ٢. جامع المقاصد ٣٢١/٨؛ جواهر الکلام ٢٨/ ٢١٣.
کاهن ← کهانت
کاهو
کاهو :کاهو گِیاهِی ِیکساله با برگهاِی پهن سبز.
از آن به مناسبت در بابهاِی زکات تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته اند. زکات: زکات فطره از قوت غالب پرداخت مِیگردد. مقصود از غالب، بـر حسب نوع انسان است؛ از اِین رو، شامل کاهو و مانند آن که تغذِیه با آن به ندرت اتفاق مِی افتد، نمِی شود. (١)
تجارت: در مناطقِی که کاهو وزنِی معامله مِی شود فروش کاهو در برابر کاهو با زِیادِی ِیکِی بر دِیگرِی ربا(← ربا) و حرام است؛ اما در مناطقِی که معامله آن به صورت عددِی و شمارشِی است، فزونِی ِیکِی بر دِیگرِی بدون اشکال است. (٢)