فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٠٢
سرماِیه و سود نکردن؛ اقدام به پِیمانه ِیا وزن کردن با نداشتن مهارت در آن؛ (٢٢) درخواست کاهش قِیمت پس از معامله؛ (٢٣) داخل شدن در معامله دِیگرِی به قول مشهور برخِی آن را حرام دانسته اند. (٢٤) (سوم).
به قول مشهور وکالت حضرِی براِی فرد غرِیب در فروختن کالاِی وِی که براِی فروش به آن شهر ِیا روستا آورده، مکروه است. قول مقابل حرمت آن است. (٢٥) همچنِین استقبال اهالِی شهر در خارج شهر از کاروانهاِی تجارِی با هدف خرِید کالاِی آنان با بهاِی کمتر ِیا فروش کالا به اِیشان با قِیمت گرانتر از آنچه در شهر داد و ستد مِی شود، بنابر قول مشهور مكروه است (٢٦) (تلقِی رکبان).
ج. محرّمات: غش در معامله؛ ِیعنِی فرِیب دادن خرِیدار با پنهان کردن جنس بد و نامرغوب در جنس خوب و مرغوب ِیا مخلوط کردن چِیزِی که مورد معامله نِیست با کالاِی مورد معامله، مانند مخلوط کردن آب با شِیر، حرام و موجب ثبوت خِیار فسخ مِیشود. (٢٧) (غش)
همچنِین معامله ربوِی (ربا) و نِیز بنابر قولِی احتکار ( احتکار) حرام است. چنان که ورود فرد ثالثِی در معامله و خرِید کالا به گونه صورِی با قِیمت گران تر با هدف ترغِیب طرف معامله به خرِید کالا با قِیمت بالا، بنابر قول مشهور حرام است (٢٨) (نجش).
کسبهاِی حرام:
الف. کاسبِی با اعِیان نجس، همچون ،مردار خوک شراب و دِیگر مسکرات که منفعت حلال ندارند حرام و باطل است. (٢٩)همچنِین خرِید و فروش ادرار و مدفوع جاندار حرام گوشت بنابر مشهور جاِیز و صحِیح نِیست. برخِی آن را جاِیز و صحِیح دانسته اند. البته استفاده از آن به عنوان کود به اتفاق جاِیز است. (٣٠)
خرِید و فروش خون نِیز بنابر قول مشهور جاِیز و صحِیح نِیست (٣١)(خون). خرِید و فروش سگ، جز سگ شکارِی جاِیز و صحِیح نِیست. (٣٢) بسِیارِی، سگ نگهبان خانه، مزرعه و گله را نِیز در حکم سگ شکارِی دانسته اند (٣٣) (سگ).